نام سیاستمدار و متخصص در امور مالی فرانسوی .
ژرمن
فرهنگ فارسی
نام سیاستمدار و متخصص در امور مالی فرانسوی .
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) الکساندر شارل .نام مورخ فرانسوی . مولد بسال 1809 در پاریس و وفات بسال 1887 م . در مونت پلیه . او را آثار بسیاری است .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) پیر دوّم . نام زرگر معروف فرانسوی (1722-1797 م .). وی را بسبب اقامت در رُم رومی گویند. رسالتی در اصول فن زرگری دارد.
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) پیر ژرمن اول . نام زرگر معروف فرانسوی (1647-1684 م .).
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) سوفی . نام ریاضی دان فرانسوی . مولد پاریس بسال 1776 و وفات در همانجا بسال 1831 م .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) اگوست ژان . نام کنت ِ مونت فرت و سیاستمدار فرانسوی . مولد پاریس بسال 1786 و وفات در همانجا بسال 1821 م .
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) اگوست. نام مورخ و رمان و نمایشنامه نویس فرانسوی. مولد پاریس بسال 1862 و وفات در همانجا بسال 1915 م.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) اگوست ژان. نام کنت ِ مونت فرت و سیاستمدار فرانسوی. مولد پاریس بسال 1786 و وفات در همانجا بسال 1821 م.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) الکساندر شارل.نام مورخ فرانسوی. مولد بسال 1809 در پاریس و وفات بسال 1887 م. در مونت پلیه. او را آثار بسیاری است.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) پیر ژرمن اول. نام زرگر معروف فرانسوی ( 1647-1684 م. ).
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) پیر دوّم. نام زرگر معروف فرانسوی ( 1722-1797 م. ). وی را بسبب اقامت در رُم رومی گویند. رسالتی در اصول فن زرگری دارد.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) سوفی. نام ریاضی دان فرانسوی. مولد پاریس بسال 1776 و وفات در همانجا بسال 1831 م.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) ( قدیس ) نام اسقف اکسر و متولد در همان شهر در حدود سال 390 و متوفی در راوِن بسال 448 م. ذکران او روز 31 ژوئیه است.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) ( قدیس ) نام اسقف پاریس. مولد در نزدیکی اُتُن بسال 496 و وفات در پاریس بسال 576 م. ذکران وی روز 28 ماه مه است.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) ( قدیس ) او را ژرمن کوزَن گویند. وی در پیبراک نزدیکی تولوز بسال 1579 م. متولد شد و بسال 1601 در همانجا درگذشت. مقبره او زیارتگاه مردم است.
ژرمن. [ ژِ م َ] ( اِخ ) میشل. از مردم فرانسه. بِنه دیکتن سنت مور و عالم به خطوط قدیمه. مولدبسال 1645 در پرون و وفات بسال 1694 م. در پاریس.
ژرمن. [ ژِ م َ ] ( اِخ ) هانری. نام سیاستمدار ومتخصص در امور مالی فرانسوی. مولد لیون بسال 1824 ووفات در پاریس بسال 1905 م. او را آثاری چند است.
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) او را ژرمن کوزَن گویند. وی در پیبراک نزدیکی تولوز بسال 1579 م . متولد شد و بسال 1601 در همانجا درگذشت . مقبره ٔ او زیارتگاه مردم است .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) نام اسقف اکسر و متولد در همان شهر در حدود سال 390 و متوفی در راوِن بسال 448 م . ذکران او روز 31 ژوئیه است .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) نام اسقف پاریس . مولد در نزدیکی اُتُن بسال 496 و وفات در پاریس بسال 576 م . ذکران وی روز 28 ماه مه است .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) اگوست . نام مورخ و رمان و نمایشنامه نویس فرانسوی . مولد پاریس بسال 1862 و وفات در همانجا بسال 1915 م .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) نامی که به ساکنین ژرمانی یا آلمان اطلاق می شود. این قوم چنانکه از اخلاق و زبان و صورت ظاهر آنان پیداست از نژاد آریائی هندواروپائی هستند که در حدود قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد بنابه روایتی از آسیا مهاجرت کرده و از طریق دره ٔ دانوب به اروپا راه یافته اند و آنان یکی از شعب هشتگانه ٔ ملل هندواروپائی بشمار می روند. نام ژرمن شامل آلمان های غربی و شرقی اروپا و انگلوساکسونها و اسکاندیناویها نیزمی شود. دین قدیم آنان پرستش مظاهر طبیعت بود و در نظام اجتماعی ایشان هر فردی آزادی تام و تمام داشت .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) هانری . نام سیاستمدار ومتخصص در امور مالی فرانسوی . مولد لیون بسال 1824 ووفات در پاریس بسال 1905 م . او را آثاری چند است .
ژرمن . [ ژِ م َ] (اِخ ) میشل . از مردم فرانسه . بِنه دیکتن سنت مور و عالم به خطوط قدیمه . مولدبسال 1645 در پرون و وفات بسال 1694 م . در پاریس .
فرهنگ عمید
ژرمنی
۱. مربوط به ژرمن.
۲. شاخۀ زبانی از خانوادۀ زبانی هندواروپایی.