کلمه جو
صفحه اصلی

flagship


معنی : کشتی دریادار، کشتی حامل پرچم امیرالبحری
معانی دیگر : ناو سر فرماندهی، نوترین و بهترین کشتی (متعلق به شرکت کشتی رانی)، نخبه ناو

انگلیسی به فارسی

گل سرسبد، کشتی دریادار، کشتی حامل پرچم امیرالبحری


کشتی حامل پرچم امیرالبحری، کشتی دریادار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: in a group of naval vessels, the ship in which the commanding officer is stationed, or the principal one of any group of ships.

(2) تعریف: the leading or principal one of a related group, as of newspapers or companies.

• ship which carries the commander of a fleet; something which is the best or considered the best of its kind
a flagship is the most important ship in a fleet.
the flagship of a group of things or ideas that are owned or produced by a particular organization is the most important one.

مترادف و متضاد

کشتی دریادار (اسم)
flagship

کشتی حامل پرچم امیرالبحری (اسم)
flagship

leader


Synonyms: bellwether, chief, crown jewel, flotilla leader, forerunner, front runner, head, lead ship, mother ship


جملات نمونه

1. The Greenpeace flagship is voyaging through the Arctic cold of the Barents Sea.
[ترجمه ترگمان]The دریایی صلح سبز از طریق سرمای قطبی دریای بارنتز یافت می شود
[ترجمه گوگل]پرچمدار گرینپایس از طریق دریای قطب شمال دریای بارنتس می گذرد

2. This machine is the flagship in our new range of computers.
[ترجمه ترگمان]این ماشین the در محدوده جدید کامپیوتر ما است
[ترجمه گوگل]این دستگاه پرچم دار در محدوده جدیدی از رایانه های ما است

3. The company plans to open a flagship store in New York this month.
[ترجمه ترگمان]این شرکت قصد دارد یک انبار کشتی هوایی در نیویورک در ماه جاری افتتاح کند
[ترجمه گوگل]این شرکت قصد دارد در ماه جاری یک فروشگاه گل سرسبد در نیویورک باز کند

4. The company's flagship store is in New York.
[ترجمه ترگمان]فروشگاه اصلی این شرکت در نیویورک است
[ترجمه گوگل]فروشگاه گل سرسبد این شرکت در نیویورک است

5. The firm has just opened a flagship store in Las Vegas.
[ترجمه ترگمان]این شرکت در لاس وگاس یک انبار کشتی را باز کرده است
[ترجمه گوگل]این شرکت فقط فروشگاه گل سرسبد در لاس وگاس را باز کرده است

6. The company is opening a new flagship store in London.
[ترجمه ترگمان]این شرکت در حال باز کردن یک انبار کشتی دریایی جدید در لندن است
[ترجمه گوگل]این شرکت یک فروشگاه جدید گل سرسبد در لندن را باز می کند

7. This dictionary is the flagship of Oxford's range of learners'dictionaries.
[ترجمه ترگمان]این فرهنگ لغات محدوده وسیعی از فرهنگ های لغت آکسفورد است
[ترجمه گوگل]این فرهنگ لغت پرچم دار دایره المعارف یادگیرندگان آکسفورد است

8. The company has one flagship store in New York and expects to open another there next year.
[ترجمه ترگمان]این شرکت یک انبار اصلی در نیویورک دارد و انتظار دارد سال آینده دیگری را در آنجا افتتاح کند
[ترجمه گوگل]این شرکت دارای یک فروشگاه گل سرسبد در نیویورک است و انتظار دارد در سال آینده نیز یکی دیگر از آنها را باز کند

9. The atmosphere on board the Confederate flagship, the ram Tennessee, was altogether different.
[ترجمه ترگمان]فضای بازی در عرشه فرمانده توپخانه، the تنسی، کام لا متفاوت بود
[ترجمه گوگل]جو بر روی هیئت مدیره کنفدراسیون، رام تنیس، کاملا متفاوت بود

10. Old Navy flagship sites in Chicago and Seattle also are slated to open in 199
[ترجمه ترگمان]همچنین در شیکاگو و سیاتل نیز قرار است در ۱۹۹ سایت قرار داشته باشد
[ترجمه گوگل]سایت های گل سرسبد قدیمی دریایی در شیکاگو و سیاتل نیز قرار است در سال 199 باز شوند

11. It is splitting the flagship, four-star Forum Hotel from the chain and offering the two for sale separately.
[ترجمه ترگمان]این هتل، هتل flagship، هتل چهار ستاره از این زنجیره را جدا می کند و هر دو را جداگانه برای فروش عرضه می کند
[ترجمه گوگل]این هتل پرچمدار، چهار ستاره Forum را از زنجیره ای جدا می کند و به طور جداگانه دو فروخته می شود

12. The new Mustang is the flagship of the new Ford range.
[ترجمه ترگمان]موستانگ جدید شاخص برد جدید فورد است
[ترجمه گوگل]موستانگ جدید گل سرسبد جدید فورد است

13. And this was the flagship of organized labor.
[ترجمه ترگمان]و این the کار سازمان یافته بود
[ترجمه گوگل]و این پرچم کار سازمان یافته بود

14. The flagship, the Association, struck first.
[ترجمه ترگمان]داور، انجمن، نخست ضربه زد
[ترجمه گوگل]گل سرسبد، انجمن، برای اولین بار وارد شد

15. It will also announce enhancements to exceed/W, its flagship X server software.
[ترجمه ترگمان]همچنین باعث افزایش رشد و افزایش بیش از W \/ W، نرم افزار اصلی سرور X خواهد شد
[ترجمه گوگل]این همچنین پیشرفت هایی را برای بیش از W / W، نرم افزار سرور X گل سرسبد خود اعلام خواهد کرد

پیشنهاد کاربران

برترین یا مهمترین کالای تولیدی یک شرکت؛
نخبه کالا

گل سرسبد

پرچم دار ، پیشرو ، جلودار

چشم وچراغ

شاخص

( معنی مجازی ) مهم ترین و بهترین بخش هر چیزی، بخش برگزیده

محصول برتر

پرچمدار

اصلی، عمده

به نقل از هزاره:
1. ناو سرفرماندهی
2. گل سرسبد، چشم و چراغ
3. [برنامه، مدل اتومبیل و غیره] اصلی، مهم، عمده

به نقل از فرهنگ پویا:
1. ناو سرفرماندهی
2. [مجازی] گل سرسبد، مهم ترین و بهترین بخش

اگه در زمینه موبایل بکار بره به معنی پرچمدار و پیشرو هستش

پرچمدار ( بیشتر برای تلفن های همراه بکار میره )
Unlike you i actually leave the house and need my phone toast. And hugging a wall when I'm at home isn't fun either lmao. 6 hours on a 2021 flagship phone that costs $1300 is a joke

flagship ( علوم نظامی )
واژه مصوب: ناو سرفرماندهی
تعریف: کشتی حامل فرمانده گروهی از ناوهای جنگی که به مأموریتی خاص اعزام شده‏اند


کلمات دیگر: