کلمه جو
صفحه اصلی

choreograph


دقیقا طرح ریزی کردن، (به ویژه در رقص باله) حرکات رقصگران را طرح و تنظیم کردن، رقص آرایی کردن، طرح رقص یا بالت را ریختن، درحال رقص یا بالت بودن

انگلیسی به فارسی

طرح رقص یا بالت را ریختن، درحال رقص یا بالت بودن


رقصنده، طرح رقص یا بالت را ریختن، در حال رقص یا بالت بودن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: choreographs, choreographing, choreographed
مشتقات: choreographer (n.)
(1) تعریف: to plan the dance movements of (a single dance, a show, or the like, as in ballet or modern dance).

(2) تعریف: to plan (a complex event or sequence of events) in great detail.

• compose dance movements, direct a ballet or musical
when someone choreographs a ballet or other dance, they invent the steps and movements and tell the dancers how to perform them.

جملات نمونه

1. Achim had choreographed the dance in Act II himself.
[ترجمه ترگمان]Achim در قانون دوم رقص را طراحی کرده بود
[ترجمه گوگل]Achim رقص را در Act II خود برگزار کرد

2. There was some carefully choreographed flag-waving as the President drove by.
[ترجمه ترگمان]همان طور که رئیس جمهور به رانندگی ادامه می داد، یک پرچم به دقت طراحی شده بود
[ترجمه گوگل]همانطور که رییس جمهور با آن فرار کرد، برخی از پرچم هایی که با دقت مورد اصلاح قرار گرفتند، وجود داشت

3. She has danced, choreographed, lectured and taught all over the world.
[ترجمه ترگمان]او رقص، رقص، سخنرانی و تدریس در سرتاسر دنیا را شروع کرده است
[ترجمه گوگل]او رقصید، رمانتیک، سخنرانی و آموزش در سراسر جهان است

4. The show is very cleverly choreographed.
[ترجمه ترگمان]این برنامه به طور ماهرانه طراحی شده است
[ترجمه گوگل]این نمایش بسیار هوشمندانه طراحی شده است

5. The ballet was choreographed by Ashton.
[ترجمه ترگمان]باله توسط اشتون طراحی شده بود
[ترجمه گوگل]این باله توسط اشتون ساخته شده است

6. A beautiful, once in a lifetime waltz, choreographed by the rock.
[ترجمه ترگمان]یه بار زیبا، یه بار تو یه رقص زندگی که از سنگ ساخته شده بو
[ترجمه گوگل]زیبا، یک بار در ولز و در طول عمر خود، که توسط سنگ ساخته شده است

7. She has been asked to choreograph a modern ballet for the National Dance Theatre.
[ترجمه ترگمان]از او خواسته شده است که یک باله مدرن برای تئاتر ملی رقص طراحی کند
[ترجمه گوگل]از او خواسته شده است تا یک رقص مدرن برای تئاتر رقص ملی را به نمایش بگذارد

8. There were some fabulous, beautifully choreographed dance routines.
[ترجمه ترگمان]یه سری حرکات رقص عالی برام طراحی کرده بود
[ترجمه گوگل]برخی از برنامه های رقص شگفت انگیز، زیبایی روایت شده بود

9. Supers fill the stage at every opportunity, choreographed to simulate horror.
[ترجمه ترگمان]supers صحنه را در هر فرصت پر می کنند و برای شبیه سازی وحشت طراحی می شوند
[ترجمه گوگل]Supers مرحله را در هر فرصت پر می کند، برای نقاشی وحشتناک ترسیم می شود

10. He could choreograph for the company that was coming to feel like a millstone, and he could tour.
[ترجمه ترگمان]او طراحی شرکت را ترتیب داد که مثل سنگ آسیا به نظر می رسید و می توانست از آنجا دور شود
[ترجمه گوگل]او می توانست برای شرکتی که می خواست به عنوان یک آسیاب شبیه سازی می شد، نقاشی کند او می توانست تور بزند

11. The commemorative battle was sufficiently well choreographed to avoid serious damage . . . although there were still plenty of cuts and bruises.
[ترجمه ترگمان]جنگ صلیبی به اندازه ای طراحی شده بود که از آسیب جدی جلوگیری کند، هرچند هنوز مقدار زیادی بریدگی و کبودی وجود داشت
[ترجمه گوگل]نبرد جشنواره به اندازه کافی خوب بود برای جلوگیری از آسیب جدی اگر چه هنوز هم تعداد زیادی از تخریب ها و کبودی ها وجود دارد

12. Alvin stayed on, and even began to choreograph acts himself.
[ترجمه ترگمان]الو ین ادامه داد و حتی شروع به انجام کاره ای غیرممکن کرد
[ترجمه گوگل]آلوین باقی ماند و حتی خود را به عنوان بازیگر نقش مکمل بازی کرد

13. Easily choreograph animation with the timeline editor.
[ترجمه ترگمان]طراحی انیمیشن با زمان سردبیری جدول زمانی غیرممکن می شد
[ترجمه گوگل]انیمیشن را با ویرایشگر جدول زمانی به راحتی تنظیم کنید

The workers' strike and uprising had been choreographed beforehand.

اعتصاب و بلوای کارگران از قبل طرح‌ریزی شده بود.



کلمات دیگر: