کلمه جو
صفحه اصلی

agronomy


معنی : کشاورزی، برزشناسی
معانی دیگر : (بخشی از دانش کشاورزی که با فراوری محصول و توجه از خاک سر و کار دارد) کشت شناسی، کشت ورزی، زراعت، علم برداشت محصول و بهره برداری از خاک

انگلیسی به فارسی

برزشناسی، کشاورزی، علم برداشت محصول و بهره‌برداری از خاک


زراعت، کشاورزی، برزشناسی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: agronomies
مشتقات: agronomic (adj.), agronomical (adj.), agronomist (n.)
• : تعریف: the study and application of scientific methods of soil management and field crop production; scientific agriculture.
مشابه: agriculture

• branch of agriculture dealing with agricultural production and soil management

دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] کشاورزی علمی آن شاخه از کشاورزی که به کشت علمی محصولات بستگی دارد که مسایلی همچون بازدهی، کنترل امراض، توسعه انواع بخصوص محصولات و غیره و همچنین حفظ و عمران خاک، حاصلخیزی و غیره را در برمی گیرد
[خاک شناسی] زراعت
[آب و خاک] زراعت

مترادف و متضاد

کشاورزی (اسم)
agriculture, agronomy, tillage, husbandry, arboretum

برزشناسی (اسم)
agronomy

جملات نمونه

1. But where to find the best professional agronomy advice?
[ترجمه ترگمان]اما در کجا باید بهترین مشاوره تخصصی را پیدا کرد؟
[ترجمه گوگل]اما کجا بهترین مشاوره کشاورزی حرفه ای را پیدا کنید؟

2. After studying agronomy in Paris he took up a career in radio journalism.
[ترجمه ترگمان]پس از تحصیل agronomy در پاریس، حرفه خبرنگاری در رادیو را آغاز کرد
[ترجمه گوگل]پس از مطالعه زراعت در پاریس، او در یک کار حرفه ای در روزنامه نگاری رادیو فعالیت کرد

3. As ever, we cover the latest agronomy advice.
[ترجمه ترگمان]مثل همیشه آخرین نصیحت agronomy رو مخفی می کنیم
[ترجمه گوگل]تا کنون، ما آخرین توصیه های زراعت را پوشش می دهیم

4. Now he heads the agronomy department.
[ترجمه ترگمان] حالا اون رئیس بخش \"agronomy\" - ه
[ترجمه گوگل]حالا او اداره زراعت را هدایت می کند

5. Traditional Chinese Agronomy is based on Chinese classical philosophy and interprets agricultural phenomena from original macrocosm.
[ترجمه ترگمان]فرهنگ سنتی چینی سنتی بر پایه فلسفه کلاسیک چین است و پدیده های کشاورزی را از macrocosm اصلی تفسیر می کند
[ترجمه گوگل]Agronomy چینی سنتی بر اساس فلسفه کلاسیک چینی است و پدیده های کشاورزی را از اصل ماکروسیم تفسیر می کند

6. The science of agronomy helps farmers obtain larger and better crops .
[ترجمه ترگمان]علم of به کشاورزان کمک می کند تا محصولات بزرگ تر و بهتری بدست آورند
[ترجمه گوگل]علم زراعت کمک می کند کشاورزان محصولات بزرگتر و بهتر را به دست آورند

7. We provide services in agronomy, agricultural economics, statistical quality control, analytical systems, and food safety and manufacturing.
[ترجمه ترگمان]ما خدماتی را در agronomy، اقتصاد کشاورزی، کنترل کیفیت آماری، سیستم های تحلیلی، و امنیت غذایی و تولید فراهم می کنیم
[ترجمه گوگل]ما خدمات را در زمینه کشاورزی، اقتصاد کشاورزی، کنترل کیفیت آماری، سیستم های تحلیلی و ایمنی و تولید مواد غذایی ارائه می کنیم

8. Agronomy A branch of agriculture dealing with soil management and crop production.
[ترجمه ترگمان]Agronomy شاخه ای از کشاورزی است که با مدیریت خاک و تولید محصول سروکار دارد
[ترجمه گوگل]زراعت زراعت شاخه ای از کشاورزی که با مدیریت خاک و تولید محصولات کشاورزی برخورد می کند

9. The issue of agricultural machinery serves the agronomy (or strictly meet the unchangeable agronomical requirements) or the contrary is a longstanding controversial one in China.
[ترجمه ترگمان]مساله ماشین آلات کشاورزی به agronomy (یا مطابق با الزامات غیرقابل تغییر)عمل می کند یا بر عکس یک بحث برانگیز طولانی مدت و بحث برانگیز در چین است
[ترجمه گوگل]مسئله ماشین آلات کشاورزی به زراعت می پردازد (یا به شدت به نیازهای زراعی غیر قابل تغییر می رسد) یا بر خلاف یک بحث متداول در چین است

10. Using methods of experiment and demonstration, the agronomy techniques for rainwater irrigation are studied.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از روش های آزمایش و نمایش، تکنیک های agronomy برای آبیاری آب باران مورد مطالعه قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]با استفاده از روش های آزمایشی و تظاهرات، روش های زراعی برای آبیاری باران مورد مطالعه قرار گرفته است

11. The new models include agronomy trait models, seed quality models, animal models with sex-linked effects, and models for QTL mapping.
[ترجمه ترگمان]مدل های جدید شامل مدل های ویژگی agronomy، مدل های کیفیت بذر، مدل های حیوانی با اثرات مربوط به رابطه جنسی و مدل هایی برای نگاشت QTL می باشند
[ترجمه گوگل]مدل های جدید شامل مدل های ویژگی زراعتی، مدل های کیفیت بذر، مدل های حیوانی با اثرات مرتبط با جنس و مدل های نقشه برداری QTL می باشند

12. Heavy agronomy clique and Si Mi order of believe in nature.
[ترجمه ترگمان]دسته agronomy Heavy و Si ام می برای باور کردن به طبیعت
[ترجمه گوگل]کلاسیک های زراعی سنگین و نظم Si Mi به طبیعت اعتقاد دارند

13. He graduated in 1951 with a bachelor's degree in horticulture and a minor in agronomy.
[ترجمه ترگمان]او در سال ۱۹۵۱ با مدرک لیسانس در رشته باغبانی و یک رشته فرعی در agronomy فارغ التحصیل شد
[ترجمه گوگل]او در سال 1951 با مدرک لیسانس در باغبانی و یک مؤسسه زراعتی فارغ التحصیل شد

14. It is the extension workers who are charged with transferring the Institute's agronomy on to the farmers.
[ترجمه ترگمان]این دسته از کارکنانی است که به انتقال the موسسه به کشاورزان متهم شده اند
[ترجمه گوگل]این کارگران فرعی هستند که متهم به انتقال زراعت انسانی به کشاورزان هستند

پیشنهاد کاربران

خاک وَرزی

بخشی از دانش کشاورزی که با فراوری محصول و توجه از خاک سر و کار دارد ) کشت شناسی، برزشناسی، کشاورزى کشت ورزی، زراعت

grist گندم stirabout غذایی شبیه آش جو، جنب و جوش، حرکت



کلمات دیگر: