کلمه جو
صفحه اصلی

dualistic


وابسته به دوگانگی، دوگرایانه، مبنی برخداشناس، دوتاپرست، دوجزئی

انگلیسی به فارسی

وابسته به دوگانگی، دوگرایانه


دوگانه


دوگانه، دوگان، دوگرای


انگلیسی به انگلیسی

• dual, made up of two parts; of or pertaining to dualism

جملات نمونه

1. The optimal synthesizing technics of P(AMPS/NIPA) dualistic hydrogel initiated by microwave low temperature plasma was confirmed.
[ترجمه ترگمان]سنتز بهینه محلول پلیمری P (AMPS \/ D)توسط پلاسمای دارای دمای پایین تایید شد
[ترجمه گوگل]تکنولوژی سنتز مطلوب هیدروژل دوالیستی P (AMPS / NIPA) که توسط پلاسمای دمای پایین مایکروویو آغاز شد، تایید شد

2. Nullification of dualistic antithesis and denial of the determinacy of meaning are the core of deconstruction.
[ترجمه ترگمان]ادغام of دوگانه و انکار معنای معانی، هسته واسازی هستند
[ترجمه گوگل]از بین بردن آنتیبادی دوگانه و انکار تعریف معنا، هسته تفکر است

3. In Marcionism, the most dualistic phase of Gnosticism, salvation consisted in the possession of the knowledge of the Good God and the rejection of the Demiurge .
[ترجمه ترگمان]در Marcionism، most مرحله dualistic، رستگاری در اختیار داشتن دانش خدای بزرگ و رد کردن of بود
[ترجمه گوگل]در مارکسیسم، فاز دوطرفه عرفان، رستگاری شامل داشتن دانش خدایی خوب و رد دمویور بود

4. I am a bit dualistic in the sense that. . . I'm a fatalist and, at the same time, I believe in making your own fate.
[ترجمه ترگمان]من کمی گیج شده ام که من به سرنوشت خود اعتقاد دارم و در آن واحد من به سرنوشت خود ایمان دارم
[ترجمه گوگل]من کمی در این رابطه دوگانه هستم من یک فاجعه آمیز هستم و در عین حال به سرنوشت خود اعتقاد دارم

5. We can use relational database theory to implement Dualistic constraint database.
[ترجمه ترگمان]ما می توانیم از تیوری پایگاه داده رابطه ای برای پیاده سازی پایگاه داده محدود dualistic استفاده کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم از نظریه پایگاه داده رابطه ای استفاده کنیم تا پایگاه داده محدودیت دوگانه را اجرا کنیم

6. China is a country with a typical dualistic structure and large surplus country labour force needing to be transferred to industry.
[ترجمه ترگمان]چین کشوری است با ساختار دوگانه معمولی و نیروی کار مازاد نیروی کار که باید به صنعت منتقل شود
[ترجمه گوگل]چین یک کشور با ساختار متداول دو طرفه و نیروی کار مازاد کارگری کشور است که نیاز به انتقال به صنعت دارد

7. The existence of the urban - rural dualistic structure leads to the dualistic character of Social Security System.
[ترجمه ترگمان]وجود ساختار دوگانه روستایی - روستایی منجر به ویژگی دوگانه سیستم امنیت اجتماعی می شود
[ترجمه گوگل]وجود ساختار دوجانبه شهری و روستایی منجر به ویژگی دوگانگی سیستم اجتماعی می شود

8. In the dualistic society, the farmers who are demeaned as second - class citizens an unequal position.
[ترجمه ترگمان]در جامعه دوگانه، کشاورزانی که به عنوان شهروند درجه دوم محسوب می شوند، موقعیت نابرابری دارند
[ترجمه گوگل]در جامعه دوگانه ای، کشاورزان که به عنوان شهروندان درجه دوم، موقعیت نابرابر را تحمل می کنند

9. Hayek formed his dualistic theory of law by animadverting on them.
[ترجمه ترگمان]\"Hayek\" نظریه دوگانه خود را با \"animadverting\" در مورد آن ها تشکیل داد
[ترجمه گوگل]هایک تئوری دوگانهای قانون را با تحقیر بر روی آنها شکل داد

10. Plato has a dualistic theory of technical making, in which "eidos" is in a central position.
[ترجمه ترگمان]افلاطون یک نظریه دوگانه از ساخت فنی دارد که در آن \"eidos\" در موقعیت مرکزی قرار دارد
[ترجمه گوگل]افلاطون یک نظریه دوبعدی در مورد ساخت فنی دارد که در آن 'eidos' در موقعیت مرکزی قرار دارد

11. Abstract : Structuralist linguistics represents a new, dualistic approach to the speech acts of human beings.
[ترجمه ترگمان]چکیده: زبان شناسی structuralist نمایانگر رویکرد جدید و دوگانه برای فعالیت های گفتاری انسان ها است
[ترجمه گوگل]چکیده: زبان شناسی ساختاریگرایانه، یک رویکرد جدید و دوگانه برای رفتارهای گفتاری انسان است

12. I am a bit dualistic in the sense that (laughing). . . I'm a fatalist and, at the same time, I believe in making your own fate.
[ترجمه ترگمان]من کمی گیج شده ام که (خندیدن)من به سرنوشت خود اعتقاد دارم و در آن واحد من به سرنوشت خود ایمان دارم
[ترجمه گوگل]من کمی دودلیست به این معنی که (خنده) من یک فاجعه آمیز هستم و در عین حال به سرنوشت خود اعتقاد دارم

13. Since Descartes dualistic proposal, body - mind relationship has been an unresolved hard problem.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که پیشنهاد دوگانه دکارت، رابطه ذهن - ذهن یک مشکل سخت حل نشده است
[ترجمه گوگل]از آنجا که پیشنهاد دکتارانه دکارت، روابط ذهن و ذهن مشکل جدی حل نشده است

14. Then introduce the third dimension using of dualistic fractal interpolation, form a project IFS.
[ترجمه ترگمان]سپس بعد سوم را با استفاده از interpolation مقطعی دوگانه معرفی می کنیم، یک پروژه IFS را شکل می دهیم
[ترجمه گوگل]سپس بعد سوم را با استفاده از درونالسیون فراکتال دوگانه ای معرفی کنید، یک پروژه IFS ایجاد کنید

15. The solution to the dualistic simple indeterminate equation is proposed in this issue by using integer division with arithmetical compliment and iterative division.
[ترجمه ترگمان]راه حل برای معادله دیفرانسیل ساده و دوتایی برای این مساله با استفاده از تقسیم عدد صحیح با استفاده از تقسیم arithmetical و تقسیم تکرار پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]راه حل معادله نامعین ساده ساده دوطبقه در این مسئله با استفاده از تقسیم عدد صحیح با تعریف ریاضی و تقسیم تکراری پیشنهاد شده است

پیشنهاد کاربران

ثنوی

ئوگانه انگار

دوگانه انگار ( پیشنهاد قبلی اصلاح شود )

دوطرفه. طرفینی


کلمات دیگر: