کلمه جو
صفحه اصلی

practices


اداب، راه و رسم روانشناسى : شیوه ها

انگلیسی به فارسی

شیوه ها، تمرین، عمل، ممارست، عادت، عرف، ورزش، تکرار، مشق، برزش، عمل کردن، تمرین کردن، ممارست کردن، برزیدن


جملات نمونه

1. corrupt practices
اعمال زشت

2. he practices basketball everyday
هر روز بسکتبال تمرین می کند.

3. lawless practices
اعمال غیرقانونی

4. abusive financial practices
روش های مالی اجحاف آمیز

5. fair employment practices
امور استخدامی عاری از تبعیض

6. outmoded agricultural practices brake progress
روش های کهنه ی کشاورزی پیشرفت را کند می کند.

7. their bookkeeping practices are quite archaic
روش دفترداری آنان بسیار قدیمی است.

8. a caveat against unfair practices
یک هشدار در مورد اعمال غیرمنصفانه

9. to introduce abuses into court practices
سو استفاده را در فعالیت های دادگاه اشاعه دادن

10. the code of advertising standards and practices
نظامنامه ی معیارها و امور وابسته به آگهی های تجارتی

11. the government has to jettison its old management practices
دولت باید روش های قدیمی مدیریت را به دور بیاندازد.

پیشنهاد کاربران

اقدامات

قواعد، رویه ها، اعمال، الگوها، رویکرد

مقررات

اقدامات ، اعمال

تمرینات
برای He و Sheوit باید به جای practice از practices استفاده کنیم
مثلا:He practices basketball well

مناسک؛ آداب؛ عبادات؛ اعمال دینی و آیینی ( در ادیان و الهیات )

در حقوق یعنی رویه


رویه، شیوه

عملکردها


کلمات دیگر: