کلمه جو
صفحه اصلی

کرانی

فارسی به انگلیسی

littoral

مترادف و متضاد

boundary (صفت)
کرانی

فرهنگ فارسی

یکی از دهستانهای شهرستان بیجار واقع در شمال خاور شهرستان . هوای این دهستان نسبت به پستی و بلندی آن متغیر است : قسمت شمال سردسیر و قسمت جنوب خاوری معتدل است . رودخانه گوه زن از ارتفاعات شمالی این دهستان سرچشمه میگیرد و پس از مشروب ساختن بعضی از دهها به رود قزل اوزن میریزد . مرکز دهستان قصبه حسن آباد سوگند مشهور به یاسی کند میباشد . این دهستان ۵۹ ده دارد که جمعیت آنها در حدود ۱۹٠٠٠ تن میباشد . محصول غلات لبنیات یونجه صنایع دستی زنان قالیچه گلیم و جاجیم بافی است .
منسوبست به کران . که محله ای کبیره است در اصفهان

لغت نامه دهخدا

کرانی. [ ک َ ] ( ص نسبی ) محدودشده. تحدیدشده. || نگاه داشته شده در سرحد. ( ناظم الاطباء ).

کرانی. [ ک َرْ را ] ( ص نسبی ) منسوب است به کَرّان که محله ای کبیره است در اصفهان. ( الانساب سمعانی ). رجوع به کران شود.

کرانی. [ ک ُ ] ( اِخ )نام یکی از دهستانهای هفتگانه شهرستان بیجار است. این دهستان در شمال خاور شهرستان واقع شده از شمال به بخش انگوران شهرستان زنجان و از جنوب به دهستان سیلتان و از خاور به رودخانه قزل اوزن و از باختر به دهستان سیاه منصور محدود است. مرکز دهستان قصبه حسن آباد سوگند مشهور به یامی کند می باشد. این دهستان از 59ده تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 19هزار تن است. دهات مهم آن عبارتند از: شاه نشین ، آقبلاغ ، نظریان ، سراب ، آزادویس ، گرگین ، تکیه ، کوه کوره و قزل تپه. محصول عمده دهستان غلات ، لبنیات ، یونجه ، انگور و دیگر میوه هاست. شغل ساکنان دهستان زراعت ، گله داری و صنایع دستی آنجا قالی بافی ، گلیم بافی ، جاجیم بافی و در برخی قرای مهم فرش بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کرانی. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. تپه ماهور، سردسیر وسکنه آن 230 تن است. آب آنجا از قنات و محصولش غلات ، نخود، چغندرقند و لبنیات است. شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کرانی . [ ک َ ] (ص نسبی ) محدودشده . تحدیدشده . || نگاه داشته شده در سرحد. (ناظم الاطباء).


کرانی . [ ک َرْ را ] (ص نسبی ) منسوب است به کَرّان که محله ای کبیره است در اصفهان . (الانساب سمعانی ). رجوع به کران شود.


کرانی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . تپه ماهور، سردسیر وسکنه ٔ آن 230 تن است . آب آنجا از قنات و محصولش غلات ، نخود، چغندرقند و لبنیات است . شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


کرانی . [ ک ُ ] (اِخ )نام یکی از دهستانهای هفتگانه ٔ شهرستان بیجار است . این دهستان در شمال خاور شهرستان واقع شده از شمال به بخش انگوران شهرستان زنجان و از جنوب به دهستان سیلتان و از خاور به رودخانه ٔ قزل اوزن و از باختر به دهستان سیاه منصور محدود است . مرکز دهستان قصبه ٔ حسن آباد سوگند مشهور به یامی کند می باشد. این دهستان از 59ده تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 19هزار تن است . دهات مهم آن عبارتند از: شاه نشین ، آقبلاغ ، نظریان ، سراب ، آزادویس ، گرگین ، تکیه ، کوه کوره و قزل تپه . محصول عمده ٔ دهستان غلات ، لبنیات ، یونجه ، انگور و دیگر میوه هاست . شغل ساکنان دهستان زراعت ، گله داری و صنایع دستی آنجا قالی بافی ، گلیم بافی ، جاجیم بافی و در برخی قرای مهم فرش بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


دانشنامه عمومی

کرانی (به اسلونیایی: Grobišče Planina) یک شهر در اسلوونی با جمعیت ۳۷٬۱۲۹ نفر است که در City Municipality of Kranj واقع شده است.

پیشنهاد کاربران

مردمانی بزرگ ومتدین از اهالی روستای مروشکان . استان فارس

طایفه کران بختیاروند در شهر فارسان
بختیاری
طایفه کران بختیاری در سیرجان
طایفه کرانی *کرائی *بختیاری در مسجدسلیمان
طایفه کرایی در آب گنجی شوشتر
طایفه کرایی در کهگیلویه و بهبهان
تیره کرایی در طایفه سرقلی بختیاری
طایفه کهوایی *کرائی *در باغملک

شجرنامه
کوروش
اردشیر
بهمن
طیب
خدر
یوسف
6 پسر عالی پسر لیراو *لهراب . لهراسب * بایوجمال پسر بهدار *بختیار *

بایوجمال ::بایزمان. بایوجمان. باجمال.
جمال الدین

تشکیل دهنده 6 ایل
1 - ایل کرایی *کورش عالی
کورش عالیان. کورآلی
. کوران. کران. کورائی
. کرائی. گرائی. قرایی*

2 - ایل یوسفی
*یوسف عالی. ایسویی. یسوی. یوسف آلی. *

3 - ایل طیبی
*طیب عالی. طیب الی. طیبلو. طئییبلی *

4 - ایل شیرالی
*اردشیر عالی. شیرآلیان. شیران. شیرانی. *

5 - ایل بهمئی
*بهمن عالی. بهمن آلی*

6 - ایل خدری
*خدر عالی. خضرو. خذری . خیرالی
خضر عالی *

محل سکونت ایل کرایی
در منطقه کورارکان*کاراکان. کواراکان*
در کهگیلویه و بهبهان بود

رئیس ایل کورش عالی بهداروند
در زبان صفوی ادعای شاهی کرد که توسط شاه صفوی سرکوب شد
و طوایف آن به سایر نقاط کشور کوچ داده شد

طایفه کورونی در سیستان
طایفه کوریی در قلعه گنج کرمان
طایفه کرازئی*کهرازئی *در سیستان
طایفه کرایی در برازجان
طایفه کرایی در کازرون
تیره کورانلی. کرانلی. کرانی در ایل قشقایی
طایفه کراه ای *کرائی *در فاروق فارس
طایفه کرانی*کرائی *مسجدسلیمان

کرانی ها در اصل گوران است که جز زنگنه بوده و پراکندگی آنها در بیجار کردستان درودفرامان کرمانشاه و شهر کونانی یا کورانی کوهدشت و قسمتی هم در زمان کریمخان زند به شیراز کوچانده شده اند که به زبانی شبیه کلیایی صحبت می کنند و کورانی کوهدشت لکی که همجوار با ایل پادروند یا پایروند در کوهدشت هستند و کرانی های کرمانشاه زنگنه ای و کرانی های بیجار سورانی صحبت می کنند

طایفه کرانی منجزی ایل لر بختیاروند
طایفه چنگایی ایل لر بختیاروند
تیره سیاه منصور ایل منجزی بختیاروند
طایفه لرزنگنه بختیاری
شهر لر نشین سیاه منصور خوزستان
تیره گورانی ایل حسنکی ایل بختیاروند

*****
طایفه بزرگ خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند
تیره اردشیر وند خلیلی
( شیروند. شهروند. شیراوند )
تیره غریبی خلیلی

طایفه کرانی از نسل غریب خان پسر اردشیر خان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان پسر شاه حسین خان بختیاروند ایلخان پسر رستم خان بختیاروند پلنگ

*****
سیراوند ( شیراوند )
****
ایل بزرگ لر بختیاروند ( بهداروند :بهادروند. بهاروند )


طایفه کرانی ایل بزرگ لر بختیاروند ( بهداروند ) ساکن کران بختیاری

صفی میرزا کرانی بختیاروند در خلیل آباد بلیوند
در اواخر صفوی ادعای پادشاهی کرد و فرزندان او به سیرجان و فارس کوچ داده شدند

بلی خان بختیاروند پسر خلیل خان بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان

تیره بلیتی وند طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ
طایفه بلی وند*بلیتی وند*

اردشیر خان بختیاروند پسر خلیل خان بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان

تیره شهرون*شیروند، اردشیر وند* طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی ایل بختیاروند قوم لر

تیره غریبی طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ
غریب پسر اردشیر پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان



تیره های از ایل منجزی به دشت ارژن استان فارس تبعید شدند
تیره مال احمدی و تیره زیلایی . تیره کرانی . هارونی



شهر کران شهرستان فارسان استان چهار مال بختیاری

طایفه کرانی ایل لر بختیاروند *بهداروند *




کلمات دیگر: