کلمه جو
صفحه اصلی

عاج


برابر پارسی : پیلسته، پیلس، پیلدنه، دنکژ، دندان کژ، دندان پیل

فارسی به انگلیسی

ivory, tusk

ivory


فارسی به عربی

عاج

عربی به فارسی

عاج , دندان فيل , رنگ عاج


مترادف و متضاد

ivory (اسم)
عاج، رنگ عاج، دندان فیل

tusk (اسم)
خیش، عاج، دندان عاج فیل، دندان دراز و تیز، دندان نیش اسب، دندان گراز حیوانات

فرهنگ فارسی

بخشی‌ سخت‌ از دندان‌ که‌ مغزۀ دندان‌ را احاطه‌ کرده‌ است‌ و در قسمت‌ تاج‌ با مینا و در قسمت‌ ریشه‌ با ساروجه‌ پوشیده‌ شده‌ است‌


۱ - نسجی سخت و عاری از عروق سفید مایل به زرد یا آبی که جزو نسج ملتحمه می باشد و بدنه اصلی دندان را در پستانداران و دیگر ذی فقاران تشکیل می دهد . ترکیب شیمیایی عاج تقریبا ۷۲ درصد مواد معدنی ( از قبیل فسفات دو کلسیم و کربنات دو کلسیم و فسفات دو منیزیم و غیره ) و ۲۸ درصد از مواد آلی است . عاج دندان در قسمت تاج به وسیله مینا و قسمت ریشه به وسیله سمان پوشیده شده است . ۲ - عضو دفاعی برخی پستانداران از قبیل فیل و کرگدن و گراز و اسب آبی و نروال بر اثر نمو دندان های نیش یا ثنایای فوقانی و یا تحتانی آن ها حاصل شده است . عاج فیل خصوصا جهت ساختن برخی ابراز زینتی مورد استفاده واقع می شود . ۳ - استخوان پشت نوعی ماهی دراز که از آن شانه و دست برنجن سازند . ۴ - درختی است از تیره افراها که در جنگلهای شمال ایران نیز فراوان است و به نام شیردار نیز موسوم است و آن درختی است زیبا و دارای برگهای ساده و متقابل با پهنک پنجه یی شکل و گلهایش نر و ماده و مجتمع به صورت خوشه مرکب است شیردار ککم کیکم پلت آج اج بزوالک بزبرگ زیندار میرزا برگ . یا تخت عاج . تختی که از عاج سازند . یا شانه عاج . شانه ای که از استخوان عاج یا استخوان نوعی ماهی سازند .
ناقه نرم و رام

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) ۱ - بافت داخلی دندان که مینای دندان آن را در بر گرفته است . ۲ - دندان فیل .

لغت نامه دهخدا

عاج . [ ج ِ ] (ع اِ) مبنی بر کسر زجری است مر ناقه را. (منتهی الارب ).


عاج . [ عاج ج ] (ع ص ) طریق عاج ؛راه پر از روندگان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).


عاج . (ع اِ) استخوان پشت دابه ٔ دریائی است یا آن باخه ای است که از آن دست برنجن و شانه ها سازند. و عامه عاج را دندان فیل گویند. (منتهی الارب ). لیث گوید: تنها دندان فیل را عاج گویند. (اقرب الموارد). عاج از جمله متاعهای عمده ٔ تجارت صور. وتخت سلیمان از عاج بود و در بناء خانه ها و اسباب و اثاث البیت مستعمل بود. و بعضی را گمان چنان است که مقصود از قصرهای عاج که در کتاب مزامیر مسطور است ظرفی چوبی است که به هیئت قصر از عاج تشکیل یافته یا با عاج مرصع گشته بود که از برای محافظت عطریات میساختند. و دور نیست که مقصود از قصری باشد که بیشتر اسبابهایش از عاج باشد. (قاموس کتاب مقدس ) :
بامدادان که صبح زرین عاج
کرسی از زر نهاد و تخت از عاج .

نظامی .


- تخت عاج ؛ تختی که در آن عاج بکار رفته باشد :
ببوسیدم این پایه ٔ تخت عاج
دلم گشت روشن بدین فر و تاج .

فردوسی .


چو کاوس را دید بر تخت عاج
ز یاقوت رخشنده بر سرش تاج .

فردوسی .


یکی تخت عاج و یکی تخت چغ
یکی جای شاه و یکی جای مغ.

اسدی .



عاج . (ع ص ) ناقه ٔ نرم و رام . (منتهی الارب ).


عاج. [ عاج ج ] ( ع ص ) طریق عاج ؛راه پر از روندگان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

عاج. [ ج ِ ] ( ع اِ ) مبنی بر کسر زجری است مر ناقه را. ( منتهی الارب ).

عاج. ( ع اِ ) استخوان پشت دابه دریائی است یا آن باخه ای است که از آن دست برنجن و شانه ها سازند. و عامه عاج را دندان فیل گویند. ( منتهی الارب ). لیث گوید: تنها دندان فیل را عاج گویند. ( اقرب الموارد ). عاج از جمله متاعهای عمده تجارت صور. وتخت سلیمان از عاج بود و در بناء خانه ها و اسباب و اثاث البیت مستعمل بود. و بعضی را گمان چنان است که مقصود از قصرهای عاج که در کتاب مزامیر مسطور است ظرفی چوبی است که به هیئت قصر از عاج تشکیل یافته یا با عاج مرصع گشته بود که از برای محافظت عطریات میساختند. و دور نیست که مقصود از قصری باشد که بیشتر اسبابهایش از عاج باشد. ( قاموس کتاب مقدس ) :
بامدادان که صبح زرین عاج
کرسی از زر نهاد و تخت از عاج.
نظامی.
- تخت عاج ؛ تختی که در آن عاج بکار رفته باشد :
ببوسیدم این پایه تخت عاج
دلم گشت روشن بدین فر و تاج.
فردوسی.
چو کاوس را دید بر تخت عاج
ز یاقوت رخشنده بر سرش تاج.
فردوسی.
یکی تخت عاج و یکی تخت چغ
یکی جای شاه و یکی جای مغ.
اسدی.

عاج. ( ع ص ) ناقه نرم و رام. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

۱. دو دندان سفید و سخت پیشین فیل، گراز، و کرگدن که برای ساختن اشیای زینتی به کار می رود.
۲. ماده ای سفید و سخت در زیر مینای دندان.

دانشنامه عمومی

عاج یا پیلسته یک ماده سخت، سفید و مات است که در حقیقت به دندان های حیواناتی مانند فیل و ماموت و گراز دریایی و اسب آبی گفته می شود. کلمه عاج به طور سنتی برای دندان فیل استفاده می شود.
فیل، ماموت، گراز دریایی، اسب آبی، شیرماهی و نهنگ دریایی از جمله حیواناتی هستند که دارای عاج هستند. عاج ماموت، از بزرگ ترین عاج های جهان هستند.
عاج مصارف زیادی در حیطه زیبایی و علم داشته است و بسیار سودمند بوده است. در گذشته، از عاج فیل برای تزیین وسایل و لوازم محکم و دکور و نیز جواهرآلات استفاده می شد. امروزه، هر چند فیل ها تحت نظارت دولت ها قرار دارند، اما با این حال، عده ای شکارچی آن ها را به خاطر عاج گران بهایشان شکار می کنند.قبل از اختراع پلاستیک عاج برای ساختن توپ های بیلیارد، کلیدهای پیانو ٬نی انبان (نوعی ساز در اسکاتلند) و ساخت دکمه ها و در یک طیف وسیعی از استفاده های تزیینی بکار می رفته است. جانشینان مصنوعی عاج پیشرفت کردند و پلاستیک جای عاج را روی پیانوها گرفته است و اخیراً دیگر مواد مصنوعی آنقدر توسعه یافتند که بسیار شبیه عاج شدند.

دانشنامه آزاد فارسی

عاج (ivory)
مادۀ سفیدرنگ و سخت دندان های گرازینۀ بعضی از پستانداران. عاج فیل، به علت سختی و چگالی نامعمولش، از دندان های سایر پستانداران با ارزش تر است. عاج را برای کنده کاری و مصرف در تزیینات به کار می برند و چندان ارزشمند است که شکارچیان غیرمجاز برای دست یابی به آن هنوز در افریقا به ازبین بردن بازماندۀ گلّه های فیل وحشی ادامه می دهند. شکار غیرمجاز برای دست یابی به عاج به کاهش جمعیت فیل افریقایی از ۲میلیون رأس به حدود ۶۰۰هزار رأس انجامیده و این گونۀ جانوری در برخی از کشورها عملاً منقرض شده است. کنیا تجارت عاج را در ۱۹۸۹ متوقف کرد، امّا زیمبابوه سیاست خود را در زمینۀ کشتار کنترل شدۀ فیل ها ادامه داد تا جمعیت آن ها افزایش یابد و عاج صادراتی نیز تأمین شود. چین و هنگ کنگ از گردن نهادن به ممنوعیت بین المللی تجارت عاج امتناع ورزیدند. در ۱۹۹۷، تعداد ۱۳۸ کشور عضو معاهدۀ بین المللی تجارت گونه های در معرض خطر، پس از مباحثۀ فراوان، در نشست حراره به رفع ممنوعیت تجارت عاج در بوتسوانا، نامیبیا، و زیمبابوه، رأی دادند. به این سه کشور اجازه داده شد که میزان محدودی عاج به ژاپن بفروشند و پول حاصل را در برنامه های حفاظت فیل ها هزینه کنند. زمان آغاز مجدد این تجارت ۱۹۹۹ تعیین و فقط برای ذخایر موجود عاج مجاز دانسته شد. عاج گیاهیرا برای ساختن دکمه، اسباب بازی، و کالاهای ارزان قیمت عاجی به کار می برند. این نوع عاج متشکل از سفیدۀ سخت دانه های نوعی نخل استوایی است که در کلمبیا به دست می آید.

فرهنگ فارسی ساره

پیلسته


فرهنگستان زبان و ادب

{dentine/ dentin, substantia eburnea, ebur dentis, dentinum} [پزشکی-دندان پزشکی] بخشی سخت از دندان که مغزۀ دندان را احاطه کرده است و در قسمت تاج با مینا و در قسمت ریشه با ساروجه پوشیده شده است

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به دو دندان پیش بالایی فیل و برخی پستانداران دیگر، مانند گراز و کرگدن عاج اطلاق می شود.
از آن به مناسبت در باب طهارت و تجارت نام برده اند.
استعمال
اجزای فاقد حیات حیوان، از قبیل دندان، ناخن و عاج هرچند از مردار به دست آمده باشد، پاک است. بنابر این، استفاده از عاج در ساختن اشیائی مثل شانه و نیز خرید و فروش آن جایز است. در برخی روایات ، به شانه کردن با عاج سفارش شده است؛ چنان که بر اساس آنچه نقل شده امامان علیهم السّلام از شانه تهیه شده از عاج استفاده می کردند.

گویش مازنی

/aaj/ گیاه افرای سفید - لخت و بدون پوشش

۱گیاه افرای سفید ۲لخت و بدون پوشش


پیشنهاد کاربران

دندان فیل


دندان دراز و تیز

عاج: برابر ِ پارسی عاج پیلَسْته و پیلَسْتگ است .
( ( چو خورشید بر گاه بنمود تاج ؛
زمین شد به کردار تابنده عاج ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 223. )


دو تا دندان جلوی فیل


کلمات دیگر: