کلمه جو
صفحه اصلی

مناره


مترادف مناره : گلدسته، ماذنه، منار

برابر پارسی : گلدسته

فارسی به انگلیسی

minaret, lighthouse, [rare] lighthouse, spire

minaret, [rare] lighthouse


spire


مترادف و متضاد

pharos (اسم)
فانوس دریایی، مناره، نورافکن دریایی

minaret (اسم)
مناره

prayer tower (اسم)
مناره

گلدسته، ماذنه، منار


فرهنگ فارسی

ستون بلندوساختمان برج مانندکه درمعابدومساجددرست میکنندبرای چراغ روشن کردن یااذان گفتن
( اسم ) نره شرم مرد آلت رجولیت : [ که در میانه مقصوره عیال تو باد مناره ای که میان پای دوستان من است . ] ( خاقانی . عبد . ۷۱۴ )

فرهنگ معین

(مَ رِ ) [ ع . منارة ] (اِ. ) ۱ - ستون بلندی در مساجد برای روشن کردن چراغ . ۲ - جای اذان گفتن . ج . مناور، منائر.

لغت نامه دهخدا

( منارة ) منارة. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) چراغ پایه. ج ، مناور، منارات. ( مهذب الاسماء ). چراغ پای. ( ملخص اللغات ). روشنی جای و چراغ پایه و جای اذان گفتن. ج ، مناور، منائر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). موضع نور و ازآن است مناره کشتیها و چراغدان و مِئْذَنة. ج ، مناور، منائر. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مناره شود.

منارة. [ م َ رَ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در اندلس به نزدیک شذونة از مرزهای سرقسطه. ( از معجم البلدان ). رجوع به الحلل السندسیة شود.
مناره. [ م َ رَ / رِ ] ( از ع ، اِ ) منارو جوتره. و فنار. ( ناظم الاطباء ). نشان که در راه ازسنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند، زیرا که در بلاد عرب به شبها می روند. ( غیاث ). جوتره. چوتره. گلدسته. مئذنه. فار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). منارة: اندر وی ( اسکندریه به مصر )، یکی مناره است که گویند دویست ارش است و اندر میان آب نهاده بر سر سنگی و هرگه که باد آید آن مناره بجنبد چنانکه بتوان دید. ( حدودالعالم ).
مناره برآرم به شمشیر و گنج
ز هیتال تا کس نباشد به رنج
چو باشد مناره به پیش تَرَک
بزرگان به پیش من آرند چک.
فردوسی ( شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 4 صص 1969-1970 ).
بر ره دین بمثل میل نبینند و مناره
وز پی دنیا ذره به هوا دربشمارند.
ناصرخسرو.
چو شد پر نور جانت از علم شاید
اگر قدت نباشد چون مناره.
ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 394 ).
نَدْهم مخالفت را دشنام کی توانم
آخر ز بهر کاری پردخته شده مناره .
عمادی.
به گرداگرد شهر درگشت وتا شش روز در فصیل و باره و خندق و مناره آن نظاره می کردند. ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 126 ).
گر سعیدی از مناره اوفتید
بادش اندر جامه افتاد و رهید.
مولوی.
آن مناره دید و بر وی مرغ نی
بر مناره شاهباز پرفنی.
مولوی ( مثنوی چ خاور ص 369 ).
به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد
که نهان شدستم اینجا مکنیدم آشکارا.
مولوی.
مناره بلند در دامن کوه الوند پست نماید. ( گلستان ).
تو که چاه از مناره نشناسی
دیو را از ستاره نشناسی.
؟ ( از امثال و حکم ج 4 ص 1736 ).

مناره . [ م َ رَ ] (اِخ ) در بیت زیر از خاقانی ظاهراً همان منارةالقرون است که یاقوت در معجم البلدان شرحی درباره ٔ آن دارد :
رانده از رحبه دواسبه تا مناره یکسره
از سم گوران سر شیران هراسان دیده اند.
خاقانی (در شرح منازل و مناسک راه کعبه ، دیوان چ سجادی ص 90).
رجوع به منارةالقرون شود.


منارة. [ م َ رَ ] (اِخ ) ناحیه ای است در اندلس به نزدیک شذونة از مرزهای سرقسطه . (از معجم البلدان ). رجوع به الحلل السندسیة شود.


مناره . [ م َ رَ / رِ ] (از ع ، اِ) منارو جوتره . و فنار. (ناظم الاطباء). نشان که در راه ازسنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند، زیرا که در بلاد عرب به شبها می روند. (غیاث ). جوتره . چوتره . گلدسته . مئذنه . فار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). منارة: اندر وی (اسکندریه به مصر)، یکی مناره است که گویند دویست ارش است و اندر میان آب نهاده بر سر سنگی و هرگه که باد آید آن مناره بجنبد چنانکه بتوان دید. (حدودالعالم ).
مناره برآرم به شمشیر و گنج
ز هیتال تا کس نباشد به رنج
چو باشد مناره به پیش تَرَک
بزرگان به پیش من آرند چک .
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 4 صص 1969-1970).
بر ره دین بمثل میل نبینند و مناره
وز پی دنیا ذره به هوا دربشمارند.

ناصرخسرو.


چو شد پر نور جانت از علم شاید
اگر قدت نباشد چون مناره .

ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 394).


نَدْهم مخالفت را دشنام کی توانم
آخر ز بهر کاری پردخته شده مناره .

عمادی .


به گرداگرد شهر درگشت وتا شش روز در فصیل و باره و خندق و مناره ٔ آن نظاره می کردند. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 126).
گر سعیدی از مناره اوفتید
بادش اندر جامه افتاد و رهید.

مولوی .


آن مناره دید و بر وی مرغ نی
بر مناره شاهباز پرفنی .

مولوی (مثنوی چ خاور ص 369).


به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد
که نهان شدستم اینجا مکنیدم آشکارا.

مولوی .


مناره ٔ بلند در دامن کوه الوند پست نماید. (گلستان ).
تو که چاه از مناره نشناسی
دیو را از ستاره نشناسی .

؟ (از امثال و حکم ج 4 ص 1736).


رجوع به منارة شود.
- مناره از چاه نشناختن ؛ سخت بی تمییز بودن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و گروهی از جهال که مناره از چاه نشناسند سکوت به جهل خود بازبسته اند و می گویند خاموشی به از گفتار. (کشف المحجوب ).
- مناره ٔ بحری ؛ خشبه . فار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به فارشود.
- امثال :
هرکه مناره دزدد باید چاه مهیا دارد . (نفایس الفنون از امثال و حکم ج ص 1966).
یکجا میل و مناره را نمی بینند یکجا ذره را در هوا می شمارند . (امثال و حکم ج 4 ص 2040). رجوع به مثل بعد شود.
یکی که اشتر را بر مناره نمی بیند، تار موی در دهن اشتر چون بیند . (فیه مافیه ،از امثال و حکم ج 4 ص 2060). رجوع به مثل قبل شود.
|| کنایه از شرم مرد. نره . آلت رجولیت :
که در میانه ٔ مقصوره ٔ عیال تو باد
مناره ای که میان ْ پای دوستان من است .

خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 714).


منبر گرفته مادر مسکینم
از دست آن مناره ٔ خونخوارش .

خاقانی (دیوان چ سجادی ص 892).



منارة. [ م َ رَ ] (ع اِ) چراغ پایه . ج ، مناور، منارات . (مهذب الاسماء). چراغ پای . (ملخص اللغات ). روشنی جای و چراغ پایه و جای اذان گفتن . ج ، مناور، منائر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). موضع نور و ازآن است مناره ٔ کشتیها و چراغدان و مِئْذَنة. ج ، مناور، منائر. (از اقرب الموارد). رجوع به مناره شود.


فرهنگ عمید

۱. جای نور، جای روشنایی.
۲. سازه ای بلند و ستون مانند بر بالای مساجد و معابد که از آنجا اذان می گویند، گلدسته.

دانشنامه عمومی

مناره یا گلدسته برجی مدور است که یکی از اجزاء معماری اسلامی است و بیشتر در مسجدها بکار می رود.
میل راهنما: برای راهنمایی کاروان ها در مسیر جاده ها و نشان دادن مکانهای اصلی بافت شهری.
مناره. (از ع، اِ) منار و جوتره؛ و فنار. (ناظم الاطباء). نشان که در راه از سنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند، زیرا که در بلاد عرب به شبها می روند.
مناره ها سه کاربرد اصلی دارند:
مناره ها از چهار جزء اصلی تشکیل شده اند:

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] مناره در ساخت مساجد از جنبه تاریخی یک پدیده قدیمی است که تاریخ، سابقه آن را به قبل از اسلام برمی گرداند.
نشان که در راه از سنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد، ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند زیرا که در بلاد عرب به شبها می روند.
«کورت فریشلر» می نویسد: «قتیبة بن مسلم بن مسلم (که به گمان ایشان مبتکر مناره در مساجد است) در زمان خلافت ولید بن عبدالملک ساختن مناره در مساجد را از چینی ها آموخت... چینی ها در شهرهای خود مناره های بلند می ساختند و همواره دیدبانی بالای منار، شهر را از نظر می گذراند تا در هر لحظه که حریقی به وجود می آمد، زود جلوی حریق را بگیرند».
بعد ایشان ضمن رد این قول چنین آورده اند: «قبل از این که هجرت (که مبدا تاریخ مسلمین است) صورت بگیرد، در «قسطنطنیه» که امروز موسوم به «استانبول» است، عماراتی وجود داشت که برای تزیین در آنها منارهای کوچک (یا گلدسته) می ساختند».
بعد در تایید نظر خود می آورند: «چون مسلمانها با رومی ها یعنی روم صغیر که پایتخت آن «قسطنطنیه» بود، پیش از چینی ها تماس داشتند، (پس) می توان گفت که ساختن منار با گلدسته را از روم صغیر فراگرفتند».
استاد و محقق بزرگوار آقای غفاری در این خصوص چنین اظهارنظر نموده اند: «منارات از علایم معابد مجوس و یا آتش پرستان می باشد که مسلمین بعد از فتح بلاد عجم (ایران) آنها را برای معابد خود اول بار در «کوفه» بکار بردند».
در جای دیگر نگاشته اند: «مسلمانان بعد از فتح بلاد عجم مناره را به تقلید و تبعیت از معابد و آتشکده هایی که دارای مناره بودند، در مساجد ساختند».
مجله مسجد به نقل از یکی از مستشرقین در این مورد نگاشته است: «ماذنه هایی که در ایران و هند است، از روی شکل برجهایی ساخته شد که برای دیدبانها و نگهبانان در هر شهری می ساخته اند».

پیشنهاد کاربران

مناره . ماذنه . صومعه هر یک ریشه در جنبه های کاملا متفاوت عملکرد ساختمان دارند.

مناره:
این واژه هیچ گونه دلالت ضمنی به فراخوان مردم به نماز ندارد و به معنی مکان نور و روشنایی است.
گاهی معادل با فانوس دریایی تصور می شود. به خصوص از زمانی که چنین ساختاری تا ظهور اسلام به طور گسترده برای اهداف نظامی بیزانسی در شمال آفریقا و سوریه استفاده می شد .
مناره از اجزای ضروری معماری اسلامی نیست و می بینیم که جمعیت های اسلامی از کشمیر تا سودان به ویژه وهابیون عربستان از ساختن مناره پرهیز می کنند .
برج های استوانه ای که به قلعه های نظامی اسلامی در کرانه ی شمال آفریقا مانند تونس اضافه شدند نه تنها حکم فانوس دریایی و دیده بانی را داشتند بلکه مناره نیز نام گرفتند.
پس بدون تردید ریشه واژه ی مناره از لغت عربی نور به معنای روشنایی مشتق شده است.
از این ارتباط با روشنایی به عنوان پایه ای برای تفسیر نمادین مناره به عنوان تجلی نور الهی و یا تصویر درخشش معنوی نیز استفاده شده است.
لغت مناره در یک روند نزولی در مفهوم تابلوی راهنما و یا تیرک نشانه ، سنگ های مرزی و برج دیده بانی به کار برده می شود.
تعاریف
دیگر تعاریف:

مناره یعنی جای نار، جای نور، جای روشنایی، و
ساختمان برج مانندی است که در کنار راه برای روشن کردن چراغ و راهنمایی می سازند .
مناره ها یکی از عناصر اصلی فن و هنر معماری اسلامی محسوب می شوند . الگوی اصلی مناره ها ، برجهای کوتاه و مربع شکل پیش از اسلام در سوریه بود که برای معابد و یا مقاصد کلیسایی ساخته می شد . ولی معماران مسلمان بر ارتفاع آن افزودند و به بناهای پله دار چند طبقه ای از نوع فانوس های دریایی رومی نزدیک تر کردند .
در ایران پیش از اسلام نیز ریشه های ساخت مناره به چشم می خورد . پیش از اسلام ، منار ( میل ) ، عنصر نمادین برای راه جویان بیابان ها بود که در حیطه حکومت ساسانی ، نوعی آتشگاه نیز محسوب می شد و مسئولیت نگهداری آتش آن بر عهده موبدان گذاشته شده بود . هدف از ساخت مناره ها در آن زمان ، عبادت و راهنمایی مسافران بود و پس از اسلام در کنار مساجد ، عنصری نمادین گشت برای هدایت دیده و دل به سوی مکان مقدس مسجد . نخستین مناره ها که مناره های گردی هستند ، به صورت تک ظاهر شدند . مناره از زمان ولیدبن عبدالملک در معماری جهان اسلام ظاهر شد و مسجد جامع دمشق هم به عنوان نقطة عطف معماری زمان ولیدبن عبدالملک می باشد .
چون معماران بناهای زمان ولید ( چه مذهبی و چه غیرمذهبی ) معماران مسیحی تازه مسلمان بودند ، بنابراین اولین مناره های جهان اسلام از برجهای کلیسایی با مقطع مربع شکل گرفته است که اصالتاً رومی هستند و رومی ها نیز از اتروسکها گرفته بودند . ( اتروسکها › رومنها › بیزانس ها › امویان ) .
دومین دسته از مناره های معماری اسلامی به تقلید از زیگوراتهای بابلی ـ آشوری و به صورت حلزونی می باشند . ( منارة ابودلف، مسجد ابن طولون در مصر، مسجد شجره، مسجد نمایشگاه بین المللی تهران ) .
مالویا
پلکان آجری مارپیچی شکل ( البته در ساختن آن از سنگ هم می توان استفاده کرد ) . که بیرون از ساختمان قرار می گیرد، «مالویا» نامیده می شود .
سه نمونه از این نوع منار هم چنان باقی است :
دو نمونه در عراق «سامره» قرار دارد .
سومی در «قاهره» که مسجد «ابن طولون» می باشد.
منارهای مالویا ، همیشه جدا از ساختمان بودند.
ساختمان مناره:
مناره از سه بخش تشکیل می شود :
1 - پایه
2 - ساقه
3 - تاج

1 - پایه یا سکو:
با توجه به ارتفاع زیاد و مساحت کم قاعده ، پایه مهمترین نقش را در مقاومت مناره داشته ، کوچکترین سستی در این قسمت یا زمین زیر آن منجر به فروریختن بنا می شود . بنابراین زمین را تا رسیدن به لایه های سخت حفر کرده ، با شفته و سنگ پر می کنند . سپس پایه یا سکو ساخته می شود . گاهی مناره ها را بدون پایه مستقیما روی زمین می سازند که از نمونه های آن می توان به منار علی و مناره مسجد برسیان اشاره کرد . پایه ها معمولا یا مربع بوده مانند منار رهروان اصفهان و منار خسروگرد سبزوار یا کثیرالاضلاع بوده مانند منارهای سین و زیاد که بدنه استوانه ای در وسط سکو قرار می گیرد.
2 - ساقه یا بدنه:
از دوران پیش از اسلام می توان به میل اژدهای نورآباد که ساقه ای چهار ضلعی داشته اشاره کرد . همچنین می توان از میل فیروزآباد متعلق به دوره ساسانی نام برد . ساقه ای چهار ضلعی با پلکانی بر بدنه خارجی به ارتفاع سی و سه متر ( در حال حاضر بیست و شش متر ) که هر چه به سمت بالا می رود از پهنای آن کاسته می شود . بعد از اسلام ساقه استوانه ای تحفه مناره سازان شد و خود نیز بدل به برگ سبز نقاشی مقرنس کاران آجرکاران و کاشی کاران گشت . تا اوایل قرن پنجم مناره به صورت منفرد و مجزا از مجتمع مسجد ساخته می شد . گاهی مناره ای به مسجدی ساخته شده اضافه می شد و گاهی مسجدی در کنار مناره ای موجود احداث می گشت.
3 - تاج:

سومین و بالاترین بخش یک مناره تاج یا کلاهک است . ساقه در نقطه گلوگاه با افزایش مقطع عرضی باز شده به صورت دایره یا چند ضلعی در آمده نعلبکی مناره یا جایگاه مؤذن را می سازد . دیواره مناره از نعلبکی یا کف تاج وسط تاج و سرپوش تاج گذشته تا حدود دو متر بالا تر از سقف تاج ادامه پیدا می کند . اطراف تاج با دیواری کوتاه یا نرده های مشبک فلزی وچوبی محصور می شود .

ساقه مناره ها سه گونه است :
الف ) ساقه های استوانه ای بسیار ساده با تزئینات ناچیز . مانند : مناره گلپایگان و خرم آباد و مناره مسجد جامع تفرش
ب ) ساقه های استوانه ای با ارتفاع زیاد که به دلیل مساحت بیشتر قاعده نسبت به مقطع فوقانی حالتی مخروطی داشته ایستایی بیشتری دارند .
ج ) منا . . .

مناره
از ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد
قطب منار دهلی
نمایی از مناره حرم حضرت زینب دختر امام علی ( ع ) در دمشق
مناره دارالضیافه اصفهان
محتویات [نمایش]
معنی لغوی [ویرایش]
مناره . [ م َ رَ / رِ ] ( از ع ، اِ ) منارو جوتره . و فنار. ( ناظم الاطباء ) . نشان که در راه ازسنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند، زیرا که در بلاد عرب به شبها می روند.
مناره ( گلدسته ) برجی مدور است که یکی از اجزاء معماری اسلامی است و بیشتر در مسجدها بکار می رود.
کاربرد [ویرایش]
مناره مسجد امام حسن ( کوخرد هرمزگان )
مناره ها سه کاربرد اصلی دارند:
میل راهنما: برای راهنمایی کاروان ها در مسیر جاده ها و نشان دادن مکانهای اصلی بافت شهری.
اذان گویی و خبررسانی: مکانی برای گفتن اذان.
مناره نماد پیروزی: این نوع مناره ها را از جمجمه سر انسان ها و حیوانات می ساختند.
اجزاء [ویرایش]
مناره ها از چهار جزء اصلی تشکیل شده اند:
پایه یا سکو: مربعی شکل یا چندپهلو بوده که بدنه یا ساقه مناره در وسط آن قرار می گیرد. پایهٔ مناره رهروان اصفهان و مناره خسروگرد سبزوار مربعی شکل بوده و پایهٔ مناره گار، مناره سین و مناره زیار هشت ضلعی. برخی از مناره ها هم بدون سکو هستند مانند: مناره برسیان، مناره علی و مناره ساربان.
ساقه: در ایران در مناره های پیش از اسلام اغلب مربعی شکل و در دوران اسلامی به شکل استوانه یا مخروطی ساخته می شده.
سرپوش: مربع و هشت گوش که مهم ترین بخش مناره است.
رأس: سایبان که به اشکال مختلف ساخته می شود.
بلند ترین مناره های کهن [ویرایش]
قطب منار
منار جام
منار ساربان
ممنوعیت ساخت مناره ها در سوئیس [ویرایش]
دولت سوئیس پس از یک همه پرسی ساخت مناره برای مساجد را ممنوع کرد . اولریش اشلوئر از رهبران مخالف ساخت مناره ها در مصاحبه ای مناره ها را سمبل ادعای برتری اسلام بر مسیحیت دانست . این اقدام با اعتراض گسترده نهاد های اروپایی و واتیکان روبرو شد . [۱]
منبع [ویرایش]
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ مناره موجود است.
بر پایه داده هایی از عسل جون و کتاب معماری ایران دوره اسلامی[محمد یوسف کیانی]
لغت نامه دهخدا[۱]
↑ آفتاب نیوز
پیوند به بیرون [ویرایش]
مناره ها در سایت حرم مطهر رضوی
[نهفتن]
ن • ب • و
معماری ایران
عناصر
بازار باغ عصارخانه کبوترخانه مناره کاخ کاروانسرا حمام پل آب انبار کوچه قلعه مصلی تکیه مدرسه مقبره مسجد قنات آشپزخانه اسلیمی تابستان نشین بام بادگیر باغچال تاقچه تالار توالت و حمام حوض حیاط دالان رسمی بندی زمستان نشین ساباط سرابستان سرداب سکو شاه نشین غلام گردش مقرنس نشیمن هشتی پنج دری پنج کاسه ای چار سو گنبد ( معماری ) کاربندی کاریز کنگره گوشواره یخدان گودال باغچه یزدی بندی سردر حرم شبستان
شیوه ها
پارسی پارتی خراسانی رازی آذری اصفهانی کرمانی
نظریه ها
سبک سنتی شهرسازی ایرانی
دوره ها
هخامنشیان ساسانی صفوی زندیه قاجار معاصر
رده:معماری ایران
این یک نوشتار خُرد معماری است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
این یک نوشتار خُرد پیرامون مسجد است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
رده های صفحه: عناصر معماری معماری عربی معماری مسجدمناره
قس عربی
المئذنة أو الصومعة هی برج طویل یکون ملحقا بالمساجد وغرضه ایصال صوت الآذان للناس ودعوتهم للصلاة.
محتویات [أخف]
1 التسمیة
2 التطور التاریخی
3 مادة البناء
4 معلومات عن المآذن
5 أطول المآذن
6 حظر المآذن فی سویسرا
7 المراجع
[عدل]التسمیة
فی الماضی کانت کثیر من المآذن مزودة بالقنادیل مما یجعلها منارات تهدی المسافرین للمدینة أو البلدة, لذلک فإن الکثیرین من الباحثین العرب یطلقون علیها اسم المنارات. وقد تستخدم المئذنة أحیانا فی إعلان بیانات الدولة. ومع مرور الزمن باتت المئذنة قطاعاً قائما بذاته من فنون العمارة الإسلامیة فقد وجهت لها عنایة کبیرة فی التصمیم والتنفیذ وتفاوتت ارتفاعاتها إلى عدة عشرات من الأمتار, وزخرف بناؤها, وزین بالنقوش الإسلامیة البدیعة وأعطیت أشکالاً شتى ما بین مدورة, ومضلعة ومربعة, وقاعدتها تتناسب طردأً مع ارتفاعها, وبداخلها سلم حلزونی یصعد إلى شرفتها حیث یقف المؤذن وینادی للصلوات.
لقد صنف المتخصصون فی العمارة الإسلامیة طرازات المآذن وأشکالها فی فئات تتصل إما بالحقب التاریخیة أو بالبلد الإسلامی الواحد أو بأشخاص بناتها من الخلفاء والسلاطین والملوک والأمراء.
[عدل]التطور التاریخی
فی عهد النبی محمد صلى الله علیه وآله وسلم لم تکن هنالک مآذن، بقدر ما کان بحاجة إلى مکان عالٍ یرفع فیه المؤذن صوته للإعلام بالصلاة. بل کان بلال بن رباح یصعد لسطح المسجد ویؤذن, ولکن مع اتساع رقعة الدولة الإسلامیة، نشأت الحاجة إلى المئذنة، واستخدام المئذنة فی الأمور الدینیة یرجع إلى العصر الجاهلی یقول امرؤ القیس فی معلقته:
تضیء الظلام بالعشاء کأنها منارة ممسى راهب متبتل
ویجمع مؤرخوا المسلمین على أن المساجد التی بنیت فی الجزیرة العربیة وسواها من الأمصار التی دخلت فی دین الله کانت بلا مآذن، وتمیزت المأذن بعد ذلک فی عصر الدولة الامویة فی دمشق وغیرها من بلاد المسلمین.
منظر لیلی لجامع بنی أمیة فی دمشق {و أول مأذنة بالأسلام}
و کانت على شکل أبراج المسقط الافقی لها یأخذ شکل ( المربع ) .
العصرالعباسی : أصبحت الماذن مدورة وظهرت اشکال جدیدة مثل الماذنة الملویة بسامراء وأنشئت بعض المآذن من طبقات عدیدة کل طبقة منها تختلف فی تصمیمها عن الطبقات الأخرى وأشهر أمثلتها مئذنة مسجد ابن طولون فی القاهرة التی تتالف من ثلاث طبقات أولها - وهی . . .

برجی که از ان نور پخش کنند و همه جا را اناره کنند

گلدسته

چرا راه دور میرین برابر پارسی مناره خورنه هست


کلمات دیگر: