کلمه جو
صفحه اصلی

مشارطه

فرهنگ فارسی

با کسی شرط کردن

لغت نامه دهخدا

( مشارطة ) مشارطة. [ م ُ رَ طَ ] ( ع مص ) همدیگر شرط کردن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باکسی شرط کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

مشارطة. [ م ُ رَ طَ ] (ع مص ) همدیگر شرط کردن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باکسی شرط کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).


دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] مُشارطه، شرط کردن انسان با خودش برای انجام کارهای نیک و پرهیز از اعمال ناپسند است. بنا بر نظر اساتید اخلاق، مشارطه اولین مرحله از مراحل سه گانه مشارطه، مراقبه و محاسبه برای نظارت شخصی بر اعمال روزانه است.
مشارطه آن است که در اول روز با خود شرط کند و تصمیم بگیرد که امروز به خلاف فرموده خداوند رفتار نکند و از طاعت خداوند کوتاه نیاید و تا حد توان در انجام کارهای نیکو تلاش کند. علمای اخلاق درباره مشارطه معتقدند بهتر است هر شخص بعد از نماز صبح، برای مشارطه، مدتی با نفس خود خلوت کند و مانند صحبت تاجر با شریک خود بگوید به جز عمر کالایی ندارم و اگر از بین برود سرمایه ام از بین رفته و از تجارت مایوس می شوم.
واژه و عمل مشارطه به صورت مستقیم در آیات قرآن و روایات امامان معصوم(ع) نیامده است؛ اما برخی محتوای آیات و روایات، دلالت بر مشارطه دارد.

پیشنهاد کاربران

conditioning


کلمات دیگر: