کلمه جو
صفحه اصلی

غرامت


مترادف غرامت : تاوان، جبران، جریمه، خسارت، ضرر، عذاب، مشقت، پشیمان

برابر پارسی : تاوان

فارسی به انگلیسی

indemnity, damages, reparations, compensation


damages, indemnity, reparations, fine, mulct, compensation, restitution, atonement, indemnification, payoff, recompense, redress

atonement, indemnification, indemnity, payoff, recompense, redress, reparations


فارسی به عربی


مترادف و متضاد

تاوان، جبران، جریمه، خسارت، ضرر


عذاب، مشقت


پشیمان


fine (اسم)
غرامت، تاوان، جریمه

torment (اسم)
شکنجه، عذاب، غرامت، ازار، زحمت، زجر

anguish (اسم)
عذاب، غم و اندوه، اضطراب، جفا، سینه سوزی، غرامت، دل تنگی

compensation (اسم)
جبران، تلافی، غرامت، جبران کردن، عوض، پاداش، تاوان، مزد

restitution (اسم)
جبران، تلافی، غرامت، اعاده، بازگردانی، ارتجاع

recompense (اسم)
جبران، غرامت، عوض، خسارت، رفع خسارت، غرامت پرداختن

reparation (اسم)
اصلاح، غرامت، عوض، تاوان، تعمیر، جبران غرامت، غرامت جنگی

dues (اسم)
غرامت، عوارض

indemnification (اسم)
غرامت، پرداخت غرامت، تاوان پردازی، جبران زیان

mulct (اسم)
غرامت، لکه، تاوان، جریمه

compunction (اسم)
غرامت، رحم، پشیمانی، ندامت

۱. تاوان، جبران، جریمه، خسارت، ضرر
۲. عذاب، مشقت
۳. پشیمان


فرهنگ فارسی

تاوان، آنچه که اداکردن آن لازم باشدازمالونیزبه معنی زیان وضررومشقت
( اسم ) ۱ - آنچه ادایش لازم باشد دادن عین یا وجه مال مفقود یا ضایع شده تاوان جمع : غرامات . ۲ - ( اسم ) مشقت ضرر . ۳ - پشیمانی . ۴ - عذاب .

فرهنگ معین

(غَ مَ ) [ ع . غرامة ] (اِ. ) ۱ - تاوان . ۲ - (اِ مص . ) مشقت ، ضرر. ۳ - پشیمانی . ۴ - عذاب .

لغت نامه دهخدا

غرامت. [ غ َ م َ ] ( ع اِ ) غَرامَة. ج ، غرامات. ( اقرب الموارد ). تاوان. ( منتهی الارب ) ( صحاح الفرس ) ( آنندراج ) ( دهار ) . آنچه ادایش لازم باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). با لفظ کشیدن و ستدن و کردن به کار میرود. ( از آنندراج ). گفته اند: ادای آنچه برعهده شخص نیست ، ودادن مال به کراهت. ( از اقرب الموارد ) :
دندانم ار ز سنگ غرامت شکسته اند
وقت ثنای خواجه ثنایابرآورم.
خاقانی.
برد آن برات و بازگرفت این غرامت است
داد آن غلام و باز ستد این تحکم است.
خاقانی.
نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
کو تیغ که غسلها توان کرد بدوی.
خاقانی.
بدین غرامت خطی به صد هزار دینار بازداد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 36 ). با وزیر عتاب آغاز نهاد و او را به غرامت آن اتلاف و تضییعمؤاخذت کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 359 ).
سنگش یاقوت وگیا کیمیاست
گر نشناسی تو غرامت کراست.
نظامی.
گر دهی ای خواجه غرامت تراست
مایه ز مفلس نتوان باز خواست.
نظامی.
عمر نبود آنچه غافل از تو نشستم
باقی عمر ایستاده ام به غرامت.
سعدی.
گر گله از ماست شکایت بگوی
ور گنه از تست غرامت بیار.
سعدی ( طیبات ).
و نفس خودرا سرزنش کند و بر خود غرامت نهد. ( مجالس سعدی چ شوریده ص 26 ).
شمع گر زآن لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست.
حافظ.
و اگر دزد را به دست نیاورد... از عهده غرامت مال دزدی از عین المال خود بیرون آید. ( تذکرة الملوک چ 1332 هَ.ش. ص 49 ). و اگر زر قلب برآید یا سبک باشد از عهده غرامت آن بیرون آید. ( تذکرة الملوک ص 72 ).
ترکیب ها:
- غرامت خواستن . غرامت دادن. غرامت زده. غرامت ستاندن. غرامت ستدن. غرامت کردن. غرامت کشیدن. رجوع به همین ترکیبات شود.
|| مشقت و ضرر.( اقرب الموارد ). || پشیمانی. ( غیاث اللغات ). || عذاب. ( غیاث اللغات ). || ( مص ) لازم شدن بر کسی تاوان. ( منتهی الارب ). تاوان زده شدن. ( مصادر زوزنی ) ( غیاث اللغات ): غرم الرجل الدیة و الدین و غیر ذلک ؛ اداها. غَرم. غُرم. مَغرَم. ( اقرب الموارد ). || زیان بردن در تجارت. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).

فرهنگ عمید

۱. مالی که بابت خسارت داده یا گرفته می شود، تاوان.
۲. زیان، ضرر.
۳. مشقت.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] پشیمانی، ندامت.
* غرامت خواستن: (مصدر لازم ) تاوان خواستن.
* غرامت دادن: (مصدر لازم ) تاوان دادن.
* غرامت ستاندن: (مصدر لازم ) [قدیمی] = * غرامت گرفتن
* غرامت کشیدن: (مصدر لازم ) [مجاز]
۱. تاوان کشیدن، مجازات شدن.
۲. (مصدر متعدی ) [قدیمی] به عهده گرفتن غرامت، متحمل شدن تاوان و ضرروزیان.
* غرامت گرفتن: (مصدر لازم ) دریافت کردن تاوان.

۱. مالی که بابت خسارت داده یا گرفته می‌شود؛ تاوان.
۲. زیان؛ ضرر.
۳. مشقت.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] پشیمانی؛ ندامت.
⟨ غرامت ‌خواستن: (مصدر لازم) تاوان خواستن.
⟨ غرامت ‌دادن: (مصدر لازم) تاوان دادن.
⟨ غرامت ‌ستاندن: (مصدر لازم) [قدیمی] = ⟨ غرامت گرفتن
⟨ غرامت‌ کشیدن: (مصدر لازم) [مجاز]
۱. تاوان کشیدن؛ مجازات شدن.
۲. (مصدر متعدی) [قدیمی] به عهده گرفتن غرامت؛ متحمل شدن تاوان و ضرروزیان.
⟨ غرامت گرفتن: (مصدر لازم) دریافت کردن تاوان.


دانشنامه عمومی

غرامت، (به انگلیسی: indemnity) شامل مبلغی است، که یک مقصر طرف قرارداد، متعاقب یک خسارت، به شخص ثالث زیان دیده می پردازد. غرامت می تواند شامل پرداخت پول نقد، بازسازی، جایگزینی و تعمیرات باشد.
در موارد بیمه شامل زیان و خسارتی است، که به خود بیمه گذار، به علت وقوع خطر وارد می شود و بیمه گر با دریافت حق بیمه، متعهد پرداخت آن گردیده است.

دانشنامه آزاد فارسی

غَرامت (reparation)
تاوانی که از سوی کشورهای غالب در جنگ بر کشور یا کشورهای مغلوب و آغازگر جنگ تحمیل می شود، تا خسارات واردشده به فاتحان جبران گردد. مطالبۀ غرامت جنگ پیشینه ای تاریخی و کهن دارد. در عصر جدید در دو جنگ جهانی، کشور آلمان دوبار به پرداخت غرامت محکوم شد. معاهدۀ ورسای (۱۹۱۹) پرداخت غرامات هنگفت به متفقین را به آلمان تحمیل کرد و در جنگ دوم اصول گرفتن غرامات جنگی از این کشور در کنفرانس های یالتا و پوتسدام (۱۹۴۵) تعیین شد. ژاپن نیز پس از شکست در جنگ با امریکا مجبور به پرداخت غرامت شد. در جنگ اول خلیج فارس، دولت عراق به پرداخت غرامت به کویت محکوم گردید. پرداخت غرامت به ایران از سوی عراق به عنوان آغازگر جنگ، از سوی سازمان ملل تصویب شد ولی هنوز پرداخت نشده است. در اصطلاح حقوقی ایران، تعهد به جبران خسارت وارده به دیگری، از قبیل پرداخت ناشی از بیمۀ آتش سوزی را نیز غرامت می خوانند. جبران خسارت نوعی از غرامت است، که در مواردی مانند واردآوردن صدمۀ روحی و جسمی و زیان ناشی از فسخ قرارداد، پرداخت می شود. در فقه اسلامی مبحث دیه غرامت ناشی از فوت یا نقص شخص یا اشخاص را مطرح کرده و این مبحث در ماده ۲۹۴ قانون مجازات اسلامی چنین تعریف شده است: «دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دَمِ او داده می شود». مادۀ ۵۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نیز جبران خسارت ناشی از دادرسی یا تأخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را از باب اتلاف و تسبیب و کلیۀ هزینه های مستقیم صاحب حق را به رسمیت شناخته است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] غرامت (تاوان) از غُرم به معنای دین ، عبارت است از آنچه بابت جبران خسارت داده می شود. به مدیون و بدهکار «غریم» گویند. واژه غریم بر طلبکار نیزاطلاق می شود.
برخی لغویان آنچه را که از ناحیه جنایت یا خیانت بر عهده انسان می آید، از مفهوم غرامت خارج دانسته اند.
احکام مرتبط
لیکن در کلمات فقها غرامت در مطلق جبران خسارت به کار رفته است؛ خواه سبب آن خیانت یا جنایت باشد یا چیزی دیگر.از احکام آن در بسیاری از ابواب فقهی؛ اعم از عبادات ، عقود و احکام سخن گفته اند.
← در غرامت و ضمان
۱. ↑ لسان العرب، واژه «غرم»
...

جدول کلمات

تاوان

پیشنهاد کاربران

ما بازاء - جریمه ( بزنیدش جریمه اش را می دهم. )

غرامت ( Indemnity )
:[اصطلاح بیمه]مبلغی است که بیمه گر متعاقب یک خسارت به شخص ثالث زیان دیده می پردازد. که شامل زیان و خسارتی است که به خود بیمه گذار به علت وقوع خطر وارد می شود و بیمه گر با دریافت حق بیمه متعهد پرداخت آن گردیده است.

تاوان، جبران، جریمه، خسارت، ضرر، عذاب، مشقت، پشیمان


کلمات دیگر: