کلمه جو
صفحه اصلی

صحابی

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به صحابه آنکه درک صحبت پیغمبر (ص ) را کرده .

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) منسوب به صحابه .

لغت نامه دهخدا

صحابی. [ ص َ بی ی ] ( ع ص نسبی ، اِ ) منسوب به صحابة. ( قطر المحیط ). آنکه درک صبحت رسول ( ص ) کرده است. در تعریفات گوید: الصحابی هو فی العرف من رأی النبی صلی اﷲ علیه و سلم و طالت صحبته معه و ان لم یرو عنه و قیل و ان لم تطل. ( تعریفات میر سید شریف جرجانی ). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون ذیل کلمه صحابی و رجوع به صحابة در همین لغت نامه شود.

فرهنگ عمید

۱. هریک از صحابه.
۲. [قدیمی] یاران.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صَحابی مصاحب رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله می باشد.
صحابی منسوب به « صحابه » و صحابه برگرفته از «صُحبت» به معنای ملاقات، همنشینی و معاشرت است؛ لیکن در اصطلاح، صحابی مسلمانی را گویند که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله را دیده باشد. برخی اضافه کرده اند که از آن حضرت روایت نیز کرده باشد. برخی دیگر افزوده اند:یا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله او را دیده باشد. گفته شده است:صد و چهارده هزار نفر از آن حضرت روایت کرده اند از آن در اصول فقه و نیز به مناسبت در فقه استدلالی در ابواب مختلف سخن گفته اند.
فضیلت زیارت
زیارت صحابه برگزیده رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، همچون سلمان ، ابوذر ، عمار و مقداد مستحب است.
مذهب
مراد از آن، گفتار یا رفتار صحابه است، بدون آن که مستند به قول یا عمل پیامبر صلّی اللّه علیه و آله باشد. از دیدگاه فقهای شیعه امامی ، گفتار یا رفتار صحابه به خودی خود و به صرف صحابی بودن، بدون استناد به گفتار یا رفتار پیامبر صلّی اللّه علیه و آله حجت نیست.


کلمات دیگر: