کلمه جو
صفحه اصلی

سیبویه

فرهنگ اسم ها

اسم: سیبویه (پسر) (فارسی) (تلفظ: sibuye) (فارسی: سيبويه) (انگلیسی: sibuye)
معنی: سیب کوچک یا بوی سیب، سیب کوچک، بوی سیب، ( اَعلام ) عمرو ابن عثمان: [قرن هجری] زبان شناس ایرانی، از بنیانگذاران اصول نحو عربی، مؤلف الکتاب، در نحو، به معنی سیب کوچک یا بوی سیب، ( در اعلام ) ابو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر فارسی بیضاوی و سپس عراقی مصری ملقب به سیبویه از دانشمندان معروف در علم نحو، قرن دوم ( هـ ق )، نام دانشمند نحوی نامدار در قرن دوم که در شیراز می زیسته است

(تلفظ: sibuye) به معنی سیب کوچک یا بوی سیب ؛ (در اعلام) ابو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر فارسی بیضاوی و سپس عراقی مصری ملقب به سیبویه از دانشمندان معروف در علم نحو، قرن دوم (هـ. . ق).


فرهنگ فارسی

ابوبشر عمروبن عثمان بن قنبر (یا قنبره ) فارسی بیضاوی و سپس عراقی مصری ملقب به سیبویه ( و . بیضائ ۱۴۸ ه.ق . /۷۶۵ م .- ف. ۱۸٠ه.ق ./ ۷۹۶ م . ) وی اعلم مردم در نحو عربی بود و او را پیشوای مذهب بصریان در نحو دانند چنانکه کسائی را پیشوای کوفیان دانند کتاب مشهور او بنام [ الکتاب ] در نحو است . قبر وی اکنون در محله سنگ سیاه شیراز میباشد .
عمرو بن عثمان بن قنبر مولی بنی الحارث بن کعب بن عمر بن وعله بن خالد بن مالک بن ادد مکنی به ابوبشر یا باوالحسن ایرانی و از مردم شیراز است و امام النحاه لقب اوست و او نحو را از خلیل و عیسی بن عمر و یونس و جز آنان فرا گرفت و علم لغت از ابی الخطاب اخفش کبیر و جز او کسب کرده

لغت نامه دهخدا

سیبویه. [ ب ِ وَی ْه ْ / بوی َ ] ( اِخ ) عمروبن عثمان بن قنبر مولی بنی الحارث بن کعب بن عمربن وعلةبن خالدبن مالک بن أدد، مکنی به ابوبشر یا ابوالحسن. ایرانی و از مردم شیراز است و امام النحاة لقب اوست. او نحو را از خلیل ، عیسی بن عمر، یونس و جز آنان فراگرفت و علم لغت از ابی الخطاب اخفش کبیر و جز او کسب کرده. او راست :الکتاب در نحو، کتابی که علمای سلف و خلف از تألیف مانند آن عاجز آمدند. و او بروزگار رشید در 32سالگی بقصد درک خدمت یحیی بن خالد بعراق رفت و در حضور یحیی کسائی و اخفش را با او مناظره رفت و یحیی ده هزار درهم بدو داد و او به بصره و از آنجا بموطن خویش شیراز بازگشت و در آنجا در چهل واند سالگی بسال 177 هَ.ق. درگذشت. گویند هر کس که درصدد آموختن و تعلم الکتاب برمی آمد، ابوالعباس مبرد بدو می گفت : «رکبت البحر»، یعنی به دریا درشدی و از این سخن تعظیم و استعظام این کتاب را میخواست. و مازنی می گفت : پس از الکتاب ،در نحو کتابی بزرگ نوشتن شرم آور است. و گویند اصل سیبویه سیب بویه است به معنی بوی سیب. ( از ابن الندیم ). از جمله وقایع حیات وی مناظره او با کسایی در حضور یحیی بن خالد است. در مورد قرائت جمله : «قد کنت اظن ان العقرب اشدلسعة من الزنبور فاذا هوهی و قالوا ایضاًفاذا هو ایاها» سیبویه صورت دوم را انکار کرد و سرانجام خصمان بقضاوت عربی از مردم بادیه رضا دادند و آن داور به کسایی فتوی داد و سیبویه عراق را ترک گفت.یکی ماجرا را بنظم آورده. و شعر او به قصیده زنبوریه معروف است. رجوع به مغنی اللبیب شود :
گفت حق است این ولی ای سیبویه
اتق من شر من احسنت الیه.
مولوی.

دانشنامه عمومی

ابوبشر عمرو بن عثمان بن قنبر سیبویه (۱۴۰ هـ / ۷۶۰ م-۱۸۰ هـ / ۷۹۶ م) معروف به سیبویَه شیرازی از دانشمندان ایرانی صرف و نحو زبان عربی و پیشوای مکتب نحوی بصره بود که آرامگاهش در شهر شیراز است. معنی نام او «منسوب به سیب» است. بسیاری از نام های ایرانی پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی به پسوند نسبی -ویه ختم می شد همچون «دادویه»، «زادویه» و غیره. عربها و به تبع آن ها غربیان نام سیبویه را به صورت سیبَوَیه (Sibawayh) یا سیبِوَیْهْ تلفظ می کنند.Al-Khalil ibn Ahmad al-Farahidiحامد ابن سلامهAl-Akhfash al-Akbarیوسف ابن حبیبYa‘qub Ibn Ishaq Ibn Zayd Ibn ‘Abdillah Ibn Abi IshaqSa'id ibn Aws al-Ansari
فیروزآبادی مؤلف قاموس دربارهٔ معنای نام او می گوید: سیبویه یعنی بوی سیب.بنا به نقل زرکلی، سیبویه در سال ۱۴۸ ه. در یکی از دهکده های شیراز بخش بیضا به دنیا آمده است، سپس به بصره رفته و از همراهان حلقه درس خلیل بن احمد شده و در آنجا کتاب مشهور خود را در صرف و نحو، تصنیف کرده است، آن گاه به بغداد عزیمت کرده و پس از مناظره ناراحت کننده ای با کسائی، به اهواز آمده و در آنجا به سال ۱۸۰ ه. وفات یافته است.
کنیه های وی را ابوبِشر، ابوعثمان و ابوالحسن ذکر کرده اند که کنیه نخست، مشهورتر است.
منابع کهن وی را از موالی بنی حارث بن کعب و آل ربیع بن زیاد حارثی دانسته اند.

پیشنهاد کاربران

ابوبشر عمرو بن عثمان معروف به سیبویه از دانشمندان ایرانی صرف و نحو زبان عربی است که آرامگاهش در شهر شیراز است. [نیازمند منبع] معنی نام او «منسوب به سیب» است. بسیاری از نام های ایرانی پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی به پسوند نسبی - ویه ختم می شد همچون «دادویه»، «زادویه» و غیره. عربها و به تبع آنها غربیان نام سیبویه را به صورت سیبَوَیهی ( Sibawayh ) تلفظ می کنند. سیبویه، نامش عمروبن عثمان بن قنبر و کنیه اش ابوالبشر و از بردگان بنی حارث بن کعب بود. فیروزآبادی مؤلف قاموس درباره معنای نام او می گوید: ( سیبویه یعنی بوی سیب )
ابوبشر سیبویه فرزند عمرو بن عثمان ( ۱۴۰ هـ / ۷۶۰ م - ۱۸۰ هـ / ۷۹۶ م ) ، مشهور به سیبویه. نام کامل وی: ( أبو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر البصری ) . وی از موالی بنی الحارث بن کعب و سپس از موالی آل الربیع بن زیاد الحراثی بود. [۱]
سیبویه در بیضای فارس تولد یافت و در بصره نشو و نما کرد. پس از آن که در نحو استادی بی همتا شد به نزد یحیی بن خالد برمکی به بغداد رفت.
وی علاوه بر این که از خلیل درس می گرفت نزد استادان دیگری مانند عیسی بن عمر و یونس به شاگردی نشست و لغت را هم از ابو خطاب اخفش فرا گرفت. آنگاه به تألیف کتابی در نحو پرداخت که ابن ندیم درباره آن می نویسد: ( نه پیش از وی کسی مانند آن را تألیف نموده و نه بعد از او کسی تألیف خواهد کرد ) . [نیازمند منبع]
محتویات [نمایش]
زندگی [ویرایش]
سیبویه به سال ( ۱۴۰ ) هجری قمری در شهر بیضا در شهرستان سپیدان امروزی از توابع فارس زاده شد، در سن ۱۴ سالگی برای تحصیل علم رهسپار بصره شد، چنانکه در آن دوران بغداد مرکز علم ودانش بود. ودر آنجا یکی از برجسته ترین علماء علم اللغة گردید. وی از علمای اعظم نحو و علوم عرب و از فلاسفه بنام است، «الکتاب» اوّلین کتاب حاوی صرف و نحو و از منابع و مأخذ قابل اطمینان است. ایشان نزد یکی از بزرگ ترین استادان علوم صرف ونحو در آن دوران خلیل فراهیدی کسب علم نموده است.
اهمیت تاریخی سیبویه از آن جهت است که نخستین فردی بود که برای زبان عربی صرف و نحو ( گرامر ) نوشت و صداها را در این زبان مشخص ساخت. بنابراین، علامات ضمه، فتحه، کسره و تنوین ها اختراع و کار سیبویه ایرانی است. وی با این عمل عنوان «سیبویه نحوی» را به خود اختصاص داد. بدون کاری که سیبویه کرد و در آن زمان یک شاهکار بود، پیشرفت زبان عربی میسر نبود و استحکام این زبان به این صورت باقی نمی ماند. به این ترتیب، این ایرانیان بودند که برای اعراب دستور زبان ( صرف و نحو ) نوشتند. طبق نوشته روزنگارهای بین المللی، «سیبویهSibavayh» زبان شناس معروف ایرانی در نخستین هفته ژانویه سال ۷۹۳ میلادی در شیراز درگذشت. بنا به روایتی، وی در سال ۱۸۰، در سن چهل سالگی درگذشت و در گورستان باهلیه مدفون شد. اینک بر قبر او سنگ سیاهی است که در دکانی در دروازه کازرون قرار دارد و به سنگ سیاه معروف است. یک مزار دیگر نیز درشهر قدیمی سیراف که اکنون بندر طاهری نامیده می شود واقع در عسلویه استان بوشهر وجود دارد که بنام مزار این دانشمند معروف است.
عده ای بر این باورند که اگر سیبویه ایرانی برای زبان عرب صرف و نحو ( گرامر ) ننوشته بود این زبان در نوشتار همانند لهجه ( گویش ) یکنواخت بودن خود را از دست می داد.
سیبویه هنگام که عزم سفر به خراسان نموده بودن در عرض راه بیمار می شود، ودر سال ( ۱۸۰هـ/ ۷۹۶م ) در عمر ۴۰ سالگی در شهر شیراز دار فانی را وداع گفته وبه جوار رحمت حق پیوست است. [نیازمند منبع]
جستارهای وابسته [ویرایش]
کتاب های سیبویه
منابع [ویرایش]
↑ کتاب اطلاعات عمومی پیام صفحه ۳۹۰ پاراگراف اوّل
الحموی، یاقوت، ابوعبدالله، ( معجم البلدان ) ، دار الکتب العلمیة، بیروت، لبنان، جلد سوم، چاپ سال ۱۹۹۰ مبلادی به ( عربی ) .
وفیات الأعیان.
پیوند به بیرون [ویرایش]
وب گاه تاریخ ایران در امروز
[نمایش]
ن • ب • و
مشاهیر شیراز
این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
[نمایش]
ن • ب • و
جاذبه های گردشگری شیراز
[نمایش]
ن • ب • و
شیراز قدیم
[نمایش]
ن • ب • و
مشاهیر استان فارس
رده: اهالی سپیداندرگذشتگان ۱۸۰ ( قمری ) درگذشتگان ۷۹۶ ( میلادی ) زادگان ۱۴۰ ( قمری ) زادگان ۷۶۰ ( میلادی ) زبان شناسان اهل ایراننام های ایرانی با پسوند ویه
قس عربی
أبو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر البصری، المعروف بسیبَوَیه ( 140 هـ/760 م - 180 هـ/796 م ) إمام العربیة وشیخ النحاة" الذی إلیه ینتهون، وهو أول من بسّط علم النحو. وله کتاب فی النحو یسمى "الکتاب" وهو أول کتاب منهجی ینسق ویدون قواعد اللغة العربیة، «لم یکتب الناس فی النحو کتاباً مثله». [1].
ولد فی مدینة البیضاء قرب شیراز فی بلاد فارس، کان مولى بنی الحارث بن کعب، ثم مولى آل الربیع بن زیاد الحراثی[2]. وقدم إلى البصرة غلامًا، وقدا اختلف فی موعد قدومه تحدیدا[3]، ونشأ فیها وأخذ عن علمائها، وعلى رأسهم الخلیل بن أحمد الفراهیدی. له وصف لمخارج حروف اللغة العربیة هو الأدق حتى الآن. أغلب الظن أن وفاة سیبویه لم تکن طبیعیة، فإنه حین علم بعد مناظرة الکسائی أنهم تحاملوا علیه وتعصّبوا للکسائی خرج من بغداد وقد حمل فی نفسه لما جرى علیه، وقصد بلاد فارس ولم یعرج على البصرة، وأقام هنالک مدةً إلى أن مات کمدًا، ویُروى أنه ذَرِبتْ معدته فمات. وفی مکان وفاته والسنة التی مات بها خلافٌ عریض، والراجح من الأقوال أن ذلک کان فی شیراز سنة ثمانین ومائة من الهجرة 180 هـ الموافق 796 م، [4] قال الخطیب البغدادی: یقال: إنه توفی وعمره ثنتان وثلاثون سنة
یوجد فی ویکی مصدر کتب أصلیة تتعلق بـ: مؤلف:سیبویه
[عدل]مصادر
^ وفیات الأعیان على لسان الجاحظ.
^ معجم الأدباء لیاقوت الحموی
^ سیبویه تفاحة العربیة - من إسلام أون لاین. نت
^ [1] موقع قصة الإسلام
[أخف]ع · ن · ت
علماء الن . . .


کلمات دیگر: