کلمه جو
صفحه اصلی

تبادر


مترادف تبادر : پیشی، تعجیل، سبقت، شتاب، پیشدستی کردن، شتافتن، عجله کردن، پیشی گرفتن، سبقت گرفتن

فارسی به انگلیسی

making haste


مترادف و متضاد

پیشی، تعجیل، سبقت، شتاب


پیشدستی کردن


شتافتن، عجله کردن


پیشی گرفتن، سبقت گرفتن


۱. پیشی، تعجیل، سبقت، شتاب
۲. پیشدستی کردن
۳. شتافتن، عجله کردن
۴. پیشی گرفتن، سبقت گرفتن


فرهنگ فارسی

پیشی گرفتن، پیشدستی کردن
۱- ( مصدر ) پیشی جستن پیشدستی کردن . ۲- شتاب کردن . ۳- ( اسم ) پیشی سبقت . ۴- شتاب . جمع : تبادرات .
بهم بشتافتن . پیشی گرفتن او را و بشتافتن سوی آن . با هم شتافتن و پیشی گرفتن در کاری .

فرهنگ معین

(تَ دُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پیشی گرفتن . ۲ - شتافتن . ۳ - بدون اندیشیدن ، معنی را از لفظ فهمیدن .

لغت نامه دهخدا

تبادر. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) بهم بشتافتن. ( زوزنی ). پیشی گرفتن او را بشتافتن سوی آن. ( منتهی الارب ). با هم شتافتن و پیشی گرفتن در کاری. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. پیشی گرفتن.
۲. [قدیمی] خطور کردن به ذهن.

دانشنامه آزاد فارسی

تبادُر
در اصول فقه، به اوّلین معنایی که در رویارویی با الفاظ به ذهن شنونده خطور می کند معنای متبادر، و به خود این پدیده، تبادر گویند. اصولیان یکی از راه های تشخیص حقیقت از مجاز را تبادر برشمرده اند؛ یعنی پیشی گرفتن به ذهن . اگر بدون قرینه باشد علامت حقیقت است و نشانۀ آن است که این لفظ برچنین معنایی وضع شده است. مبنای اعتبار تبادر این است که دلالت لفظ بر معنا از سه حال خارج نیست: ۱. یا به دلیل مناسبت ذاتی بین لفظ و معناست که در بحث وضع، بطلان آن اثبات گردیده است، ۲. یا به علّت قرینۀ حالی یا گفتاری است. با توجّه به این که تبادری علامت حقیقت است که بدون قرینه از یک لفظ، معنایی به ذهن سبقت گیرد، طبعاً این فرض از بحث خارج است، ۳. و یا علاقه وضعیه. طبعاً پیشی گرفتن یک معنا از یک لفظ باید تنها ناشی از این باشد که آن لفظ بر این معنا وضع شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ـــ تبادر، اصطلاحی در اصول فقه ، در مبحث الفاظ می باشد. ـــ تبادر به معنای سبقت یک معنا به ذهن شنونده لفظ بدون قرینه می باشد.
تبادر، از علایم حقیقت بوده و به معنای سبقت گرفتن یک معنا به ذهن شنونده بر اثر شنیدن لفظی خاص است، در صورتی که قرینه ای در میان نباشد.
علائم تبادر
در ذهن انسان، معانی بسیاری انباشته شده است که هر چند به تفصیل نسبت به همه آنها علم ندارد، ولی در ارتکاز و عمق ذهن و حافظه او وجود دارد. در مواردی که در معنای لفظی شک می شود، آن لفظ به یکی از اهل عرف عرضه می گردد، اگر در میان معانی متفاوتی که در عمق ذهن او وجود دارد، یک معنا زودتر از دیگر معانی به ذهن او خطور کرد، نشانه این است که لفظ برای آن معنا وضع شده است.
معنای لغوی تبادر
تبادر در لغت به معنای پیش دستی کردن،شتافتن ،پیشی گرفتن، شتاب کردن، مسابقه دادن و بردن مسابقه است. « تبادر الی الذهن» یعنی به خاطر آمد، به یاد آمد.
معنای اصطلاحی تبادر
...


کلمات دیگر: