کلمه جو
صفحه اصلی

فدک

فرهنگ اسم ها

اسم: فدک (دختر) (عربی) (تلفظ: fadak) (فارسی: فَدک) (انگلیسی: fadak)
معنی: نام باغی در نزدیک مدینه، نام باغی معروف که به حضرت فاطمه ( س ) تعلق داشته است

(تلفظ: fadak) (عربی) نام باغی معروف که به حضرت فاطمه (س) تعلق داشته است.


فرهنگ فارسی

نام پسر حام بن نوح و فدک خیبر به نام او خوانده شده .

لغت نامه دهخدا

فدک . [ ف َ دَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان ، واقع در 38 هزارگزی شمال باختری رفسنجان و 5 هزارگزی خاور شوسه ٔ رفسنجان به یزد. دارای چهل تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).


فدک . [ ف َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه ، واقع در 36 هزارگزی شمال باختری قصبه رود و 5 هزارگزی جنوب باختری شوسه ٔ عمومی تربت حیدریه به سلامی . ناحیه ای است واقع در جلگه و گرمسیر که دارای 408 تن سکنه است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات ، پنبه ، زیره و بنشن است . اهالی به کشاورزی ، گله داری و کرباس بافی گذران میکنند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).


فدک . [ ف َ دَ ] (اِخ ) قریه ای در حجاز که از آنجا تا مدینه دو روز راه است ، و گویند سه بخش بوده است و هنگامی که رسول اکرم خیبر و قلاع آن رافتح کرد، سه قلعه پایداری کردند و محاصره ٔ آنها به دشواری گرایید، و اهل فدک قاصدی نزد رسول خدا فرستادند که اموال و میوه های خود را به نصف ، تقسیم و مصالحه نمایند، و رسول (ص ) این غنیمت جنگی را پذیرفت . در این ناحیه چشمه ها و نخلستانهایی بود و سپس عمر بر آن دست انداخت و هنگامی که فتوح مسلمین وسعت یافت آن را به ورثه ٔ رسول اکرم بازداد. بر سر این ده بین علی و عباس بن عبدالمطلب اختلاف بود. علی میگفت : آن را رسول اکرم در زمان خود به فاطمه بخشیده است و عباس آن را ملک رسول میدانست و خود را وارث او میشمرد و سرانجام عمربن عبدالعزیز در زمان خلافت خود به والی مدینه دستور داد که آن را به فرزندان فاطمه واگذارد. درباره ٔ این ده سخن بسیار است و در اینکه بعد از رسول اکرم کار آن به کجا کشید اختلاف روایت موجود است . (از معجم البلدان ). دهی که پیغمبر (ص ) در آنجا باغ خرما داشت . (غیاث از صراح ). این در خیبر بود و رسول اکرم آن را به فاطمه علیهاالسلام بخشید و ابوبکر از او بازگرفت . (یادداشت بخط مؤلف ). دهی است به خیبر، و از آن ده است فدکی . (منتهی الارب ). و این ده را به نام فدک پسر حام بن نوح خوانده اند. (منتهی الارب ) :
لعنت کنم بر آن بت کز فاطمه فدک را
بستد به قهر تا شد رنجور و خوار و غمگین .

ناصرخسرو.



فدک. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه ، واقع در 36 هزارگزی شمال باختری قصبه رود و 5 هزارگزی جنوب باختری شوسه عمومی تربت حیدریه به سلامی. ناحیه ای است واقع در جلگه و گرمسیر که دارای 408 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات ، پنبه ، زیره و بنشن است. اهالی به کشاورزی ، گله داری و کرباس بافی گذران میکنند. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فدک. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان ، واقع در 38 هزارگزی شمال باختری رفسنجان و 5 هزارگزی خاور شوسه رفسنجان به یزد. دارای چهل تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فدک. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) قریه ای در حجاز که از آنجا تا مدینه دو روز راه است ، و گویند سه بخش بوده است و هنگامی که رسول اکرم خیبر و قلاع آن رافتح کرد، سه قلعه پایداری کردند و محاصره آنها به دشواری گرایید، و اهل فدک قاصدی نزد رسول خدا فرستادند که اموال و میوه های خود را به نصف ، تقسیم و مصالحه نمایند، و رسول ( ص ) این غنیمت جنگی را پذیرفت. در این ناحیه چشمه ها و نخلستانهایی بود و سپس عمر بر آن دست انداخت و هنگامی که فتوح مسلمین وسعت یافت آن را به ورثه رسول اکرم بازداد. بر سر این ده بین علی و عباس بن عبدالمطلب اختلاف بود. علی میگفت : آن را رسول اکرم در زمان خود به فاطمه بخشیده است و عباس آن را ملک رسول میدانست و خود را وارث او میشمرد و سرانجام عمربن عبدالعزیز در زمان خلافت خود به والی مدینه دستور داد که آن را به فرزندان فاطمه واگذارد. درباره این ده سخن بسیار است و در اینکه بعد از رسول اکرم کار آن به کجا کشید اختلاف روایت موجود است. ( از معجم البلدان ). دهی که پیغمبر ( ص ) در آنجا باغ خرما داشت. ( غیاث از صراح ). این در خیبر بود و رسول اکرم آن را به فاطمه علیهاالسلام بخشید و ابوبکر از او بازگرفت. ( یادداشت بخط مؤلف ). دهی است به خیبر، و از آن ده است فدکی. ( منتهی الارب ). و این ده را به نام فدک پسر حام بن نوح خوانده اند. ( منتهی الارب ) :
لعنت کنم بر آن بت کز فاطمه فدک را
بستد به قهر تا شد رنجور و خوار و غمگین.
ناصرخسرو.

فدک. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) نام پسر حام بن نوح ، و فدک خیبر به نام او خوانده شده است. ( از منتهی الارب ).

فدک . [ ف َ دَ ] (اِخ ) نام پسر حام بن نوح ، و فدک خیبر به نام او خوانده شده است . (از منتهی الارب ).


دانشنامه عمومی

فدک قریه ای است در منطقه حجاز که از آنجا تا مدینه نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر راه بود که در عصر پیامبر بسیار آباد بوده و مزارع و نخلستان ها و چشمه های آبی در خود داشته است.در نزدیکی فدک دژی به نام «شمروخ» وجود داشته که هم اکنون در آنجا روستایی بزرگ با نام «حائط» وجود دارد که دارای نخل های فراوان است.نبو
یهودیان که از مسلمانان در جنگ های مختلفی شکست خورده بودند در جریان فتح فدک ناچار به صلح با محمد (پیامبر اسلام) شدند و فدک بدون جنگ تسلیم مسلمانان شد و طبق قوانین اسلام چون بدون جنگ تصرف شده بود، ملک شخصی محمد گشت و با نزول آیهٔ ۲۶ سورهٔ اسراء، طبق دستور خدا محمد فدک را به عنوان صدقه به دخترش فاطمه بخشید.پس از رحلت محمد و تعیین ابوبکر به عنوان خلیفه ی وقت در جلسهٔ معروف به سقیفه، کشمکشی بین او و مخالفان سقیفه که علی بن ابی طالب را خلیفهٔ منصوب از طرف خدا و پیامبر می دانستند به وجود آمد. ابوبکر فدک را با این گفته که محمد به او گفته است اموال پیامبران به ارث نمی رسد و باید صرف صدقه شود، از فاطمه پس گرفت و اوضاع آشفته شد. در جریان این کشمکش، فاطمه و عباس بن عبدالمطلب (عموی محمد) بر سر فدک با ابوبکر به جدال پرداختند. فاطمه با استدلال و شهادت شاهدان مدعی بود که پیامبر در زمان حیات، فدک را به وی بخشیده است و ادعای تملک این اموال را می کرد. عباس نیز از او حمایت می کرد. اما ابوبکر زیر بار نرفت و از بازگرداندن این اموال به آنان سر باز زد.
فدک در نزدیکی خیبر قرار داشت و با توجه به موقعیت استراتژیک خود نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار می رفت. پس از آنکه سپاه اسلام، یهودیان را در «خیبر» و «وادی القری» و «تیما» شکست داد، برای پایان دادن به قدرت قوم یهود، سفیری به نام «محیط» به نزد سران فدک فرستادند. سران فدک صلح و تسلیم را بر جنگ ترجیح دادند و تعهد کردند که هر سال نیمی از محصولات فدک را در اختیار پیامبر قرار داده و از این به بعد زیر سلطه اسلام زندگی کنند.
فدک مملؤ از درختان نخل و چشمه های جوشان بود. زمین های حاصلخیزی داشت و از منابع مهم درآمد در منطقه حجاز محسوب می شد.ارزش درختان نخل این ناحیه در آن زمان با ارزش درختان نخل شهر کوفه در قرن هفتم برابر بود. همچنین زمانی که عمر تصمیم گرفت یهودیان را از عربستان خارج کند، مبلغ ۵۰ هزار درهم را بابت ارزش نصف فدک به آنان پرداخت کرد. بعد از فتح خیبر نصف سرزمین خیبر برای مسلمانان شد و بعد از آن، پیامبر ابن رواحه را برای محاسبه خرمای خیبر فرستاد و او خرمای خیبر را چهل هزار بار شتر تخمین زد.

دانشنامه آزاد فارسی

فَدَک
شهری کوچک و قدیم نزدیک خیبر، در شمال حجاز، واقع در عربستان سعودی. از این محل جز نام، اثری باقی نمانده است؛ اما برخی آن را با دهکدۀ کنونی حُویط در کنارۀ حَرّا در خیبر منطبق می دادند. ساکنان واحۀ فدک یهودی بودند، و به کشت خرما و غلات و بافتن زیراندازهایی از لیف خرما اشتغال داشتند. زمانی که پیامبر اسلام بنی قریظه را مغلوب کرد (۵ق/۶۲۷م)، یهودیان خیبر و فدک نگران شدند و با طایفۀ حَیّ اتحادی نهانی برقرار کردند. محمد (ص) ۱۰۰ تن را به سرکردگی حضرت علی برای تنبیه حَیّ فرستاد (۶ق) و سال بعد به خیبر لشکر کشید. عمرو بن عبدود، پهلوان یهود، در نبرد خیبر به دست علی (ع) کشته شد و با فتح خیبر، یهودیان فدک از بیم جان حاضر شدند همۀ مایملک خود را بگذارند و به سلامت مهاجرت کنند، امّا حضرت رسول با گرفتن اموال ایشان مصالحه کرد. سرانجام، فدک به محمد (ص) تعلق گرفت و او درآمد آن جا را صرف ابناء السبیل و ضعفای بنی هاشم کرد و فدک را به دخترش فاطمه بخشید. پس از رحلت پیغمبر، بین ابوبکر از یک سوی و حضرت فاطمه و علی (ع)، دخت و داماد آن حضرت، از سوی دیگر بر سر این ملک اختلاف افتاد. ابوبکر می گفت که باید ترتیب زمان حیات پیغمبر همچنان باقی بماند، حال آن که فاطمه (ع) اصرار داشت که فدک را به گفتۀ پدر به ارث می برد و علی (ع) و زنی به نام اُمّ اَیمَن را به شهادت نزد خلیفۀ اول برد. ابوبکر شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن را طلب کرد و روایتی نیز از قول پیامبر آورد که «ما گروه پیغمبران چیزی به ارث نمی گذاریم»، و افزود که خود از پیغمبر شنیدم که فرمود فدک چیزی بود که خداوند در زندگی به من بخشید، و چون من درگذرم، از آن مسلمانان خواهد بود. به نوشتۀ مورخان اهل سنت، فاطمه (ع) و علی (ع) منصرف شدند؛ امّا مؤلفان شیعی نوشته اند که فاطمه (ع) به آیۀ نمل و ارث بردن داود از سلیمان استدلال کرد و فرمود که پیامبران نیز ارث باقی می گذارند. در خلافت عمر، یهودیان فدک و خیبر مجبور به مهاجرت شدند. خیبریان چیزی نگرفتند، امّا به اهل فدک غرامتی برابر با ارزش املاکشان داده شد. عُمَر فدک را به علی (ع) و عباس (ع) واگذاشت تا عواید آن را بین خود تقسیم کنند، امّا بعدها دیگر از عباس و اخلافش نامی به میان نمی آید. معاویه فدک را به مروان بن حکم به اقطاع داد و مروان آن جا را به پسرانش، عبدالعزیز و عبدالملک، واگذار کرد. عمر بن عبدالعزیز سهم برادر را از وارثان او خرید و مالک تمامی فدک شد و سپس آن را به اولاد فاطمه (ع) سپرد. یزید بن عبدالملک آن را پس گرفت، امّا سَفّاح، اولین خلیفۀ عباسی، دوباره ملک را به فرزندان فاطمه (ع) داد. بعد از قیام محمد نفس زکیه و برادرش ابراهیم، منصور، خلیفۀ عباسی، آن جا را مصادره کرد. در خلافت مهدی عباسی، این واحه به خاندان علی (ع) بازپس داده شد، لیکن هادی، خلیفۀ عباسی، پس از واقعۀ فَخّ آن را غصب کرد. سرانجام، در ۲۱۰ق/۸۲۶ مأمون عبّاسی به درخواست اعقاب فاطمه (ع)، فدک را به ایشان بازگردانید و حتی دستور به ثبت آن در دیوان خویش داد. پس از مأمون، بار دیگر متوکل عباسی این ملک را به همان وضع دورۀ خلفای راشدین درآورد. از آن پس تاکنون، قضیۀ فدک جزئی لاینفک از اختلاف نظر بین مورخان و فقیهان شیعه و سنی بوده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] «فدک» دهکده ایست در حجاز، و در نزدیکی مدینه است.
«فدک» دهکده ایست در حجاز، که فاصله ی آن تا مدینه دو یا سه روز، در فاصله چند کیلومتری در شرق خیبر، در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بوده است. این منطقه ، با آب و هوای خوش و محصولات فراوان کشاورزی، در نزدیکی خیبر واقع و محل سکونت یهودیان در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بوده است.
فتح فدک
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در سال هفتم هجری برای جنگ با یهودیان منطقه ی خیبر فرمان جهاد صادر نمودند. پس از فتح خیبر، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) اهالی فدک را که از هم پیمانان خیبریان بودند به اسلام دعوت کرد. آنان نیز که از سرانجام هم کیشان خیبری خود آگاهی یافته بودند و توان مقابله با مسلمانان را در خود نمی دیدند با پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به صلح نشستند. مردم فدک از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خواستند که اگر مال و جانشان محفوظ باشد، هر شرطی را می پذیرند. بدین ترتیب فدک بدون جنگ به پیامبر (صلی الله علیه وآله) واگذار شد. با واگذاری نیمی از اراضی فدک به رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیمی دیگر در تملک یهودیان باقی ماند.
فدک در زمان رسول الله
از آنجا که فدک بدون دخالت لشگریان اسلام و به صورت مصالحه به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) واگذار گردیده بود؛ لذا طبق آیین الهی اسلام ملک خاص حضرت گردید و مسلمانان را حقی در آن نبود.
اعطای فدک به فاطمه
...

[ویکی شیعه] فدک، دهکده ای در منطقه حجاز عربستان که مزارع و نخلستان های وسیعی داشت و در غزوه خیبر به دست مسلمانان افتاد. شُهرت فدک به سبب نزاعی است که پس از وفات پیامبر(ص)، بین ابوبکر و فاطمه(س) بر سر مالکیت این منطقه درگرفت. ابوبکر وقتی به خلافت رسید فدک را که پیامبر پیش از وفات به فاطمه بخشیده بود، به نفع خلافت مصادره کرد. این منطقه پس از خلفای نخستین و امام علی(ع)، در زمان امویان و عباسیان نیز در دست خلفا بود. برخی از این خلفا از جمله عمر بن عبدالعزیز و مأمون این منطقه را به فرزندان فاطمه برگرداندند؛ اما خلیفه بعدی آن را از آنان گرفت. بنابر گزارشی در تاریخ ۱۳۷۸ش این منطقه امروزه به نام «وادی فاطمه» شناخته می شود و باغ های آن و مسجدی که در آن وجود دارد به بستان و مسجد فاطمه مشهور است.
فدک سرزمینی در منطقه حجاز و به فاصله حدود ۱۶۰ کیلومتری مدینه بوده که امروزه شهری آباد به نام «الحائط» است. این شهر تا سال ۱۹۷۵م شامل ۲۱ روستا بوده و بنابر سرشماری سال ۲۰۱۰م حدود ۱۴۰۰۰ ساکن داشته است.
فدک در زمان صدر اسلام، محل سکونت یهودیان بود و با توجه به موقعیت استراتژیکش، این منطقه محلی برای اتکای نظامی یهودیان حجاز بود. بنابر منابع، تا دوره خلیفه دوم، یهود در فدک سکونت داشتند؛ اما او آنان را مجبور به ترک این منطقه کرد.

[ویکی اهل البیت] فدک سرزمینی تاریخی در صحرای حجاز و در اطراف مدینه است که که پس ازفتح خیبر و انتشار خبر سقوط آن، یهودیان ساکن فدک به خاطر پیشگیری از لشگر کشی سپاه اسلام بدانجا نیمی از حاصل باغات و اراضی آن را به پیامبر مصالحه نمودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز آن را به دختر خود؛ فاطمه زهرا سلام الله علیها بخشید اما پس از وفات پیامبر این سرزمین توسط دستگاه خلافت غاصبانه به تصرف درآمد.
گذر بر تاریخ پرماجرای فدک و مناقشات آن همواره مورد توجه عالمان، محدثان، مورخان و پژوهشگران شیعه و سنی بوده است.در حالی که پیروان اهل بیت مصادره فدک به وسیله نظام حاکم، پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ظلم مضاعفی در حق خاندان پیغمبر پس از غصب خلافت امیرمؤمنان علیه السلام می دانند. نظریه پردازان عامه در مقام توجیه این اقدام برآمده اند و بر مستندات غاصبان صحه گذاشته و آن را اقدامی مشروع جلوه داده اند!
مسأله فدک پیش از آن که بار اقتصادی داشته باشد، بار معنوی و سیاسی داشته که با گذشت زمان به مسائل اعتقادی پیوند خورده است.
فدک از جمله قرا و قصبات حجاز و حوالی خیبر است که با مدینه طیبه دو یا سه روز طی مسافت فاصله دارد که به مقیاس زمان ما به 130 کیلومتر می رسد. سرزمینی بوده آباد و به لحاظ داشتن آب کافی، از نخلستان های فراوان و محصول برخوردار بوده است. اشتغال مردم این سرزمین را امر کشاورزی و کارهای دستی تشکیل می داده و خرمای آن مشهور بوده و از بافته های فدک در کتب تاریخی سخن به میان آمده است.
فدک با پیشینه تاریخی منزلگاه طایفه «بنو مُرّه» از قبیله بزرگ و مشهور عرب «غطفان» است. به گفته طبری مادر نعمان بن منذر پادشاه حیره از اهالی فدک بوده که سند معتبری در قدمت تاریخی سرزمین فدک به شمار می رود.
و به گفته برخی دیگر: فدک نام پسر حام بن نوح بوده و این قریه به نام وی موسوم گشته است. فدک با خیبر ده کیلومتر فاصله دارد و به لحاظ این که خیبر مرکز عمده یهودیان بوده، مردم آن از نظر اجتماعی و مذهبی تابع یهودیان خیبر بوده اند. قلعه مشهور قدیمی فدک به «الشمروخ» شهرت داشته که در حقیقت حصن و قلعه فدک بوده است.
فدک، با دیرینه ممتد تاریخی و موقعیت ویژه اش به عنوان یک سرزمین پرآب و در نتیجه دارای نخلستان ها، نامی مشهور بوده که علیرغم کوچکی اش از اهمیت تاریخی و جغرافیایی برخوردار است. در قرن سوم هجری، این قریه مسیر و منزلگاه مسافران مدینه بوده که در حال حاضر این موقعیت را از دست داده است.
بنا به نوشته مؤلف کتاب مدینه شناسی که خود از محل فدک دیدن کرده است، این منطقه امروزه به «الحائط» موسوم است که تابع امارت «حائل» است و در مغرب «الحُلیفه» و جنوب «ضرغد» قرار دارد. دقیقا در مرز شرقی خیبر دارای موقعیت مشخصی است. به گفته مؤلّف فوق الذکر، تا پایان سال 1975 میلادی، این منطقه شامل 21 روستا و دارای 11000 نفر جمعیت بوده و سکنه «الحائط» بیش از 1400 نفر نبوده است. فدک سرزمینی است پوشیده از نخلستان ها و برخوردار از امکانات کشاورزی و در عین حال مجاور سرزمین های خشک حره و تابش آفتاب گرم.

[ویکی نور] ‏فدک، نوشته سید جاسم هاتو موسوی، کتابی است در جهت پاسخ به شبهاتی که «احسان الهی ظهیر» نویسنده وهابی پاکستانی در کتاب الشیعة و أهل البیت(ع) درباره موضوع فدک وارد کرده است. این کتاب به زبان عربی، در زمان معاصر و در یک جلد به نگارش درآمده است.
کتاب، متشکل است از: مقدمه، مدخل، سه فصل و خاتمه.
نگارنده در مقدمه اشاره می کند به اینکه وهابیت که با آراء ابن تیمیه آغاز شده و محمد بن عبدالوهاب آن را گسترش داد، هنوز هم کسانی را می پروراند که همچون اسلاف خویش همه را کافر بدانند و برای هیچ مسلمانی حرمتی قائل نشوند. یکی از این وهابیان، احسان الهی ظهیر، نویسنده وهابی پاکستانی است که به تعصب در عقاید وهابیت شهرت دارد. او برای فتنه در عالم اسلام دست به تألیفاتی زد که بیشتر آن ها در رد شیعه است و از جمله آن ها می توان به «الشیعة و السنة»، «الشیعة و أهل البیت»، «الشیعة و التشیع»، «الشیعة و القرآن»، «الإسماعیلیة»، «البابیة»، «القادیانیة»، «البهائیة»، «الباطنیة»، «التصوف» و غیره اشاره کرد. این کتاب ها به قدری انحراف دارد که برخی از متفکرین از اهل سنت در نقد و رد آنها دست به قلم شده اند. این نویسنده وهابی که در کتاب های خود به هیچ وجه جانب آداب اسلامی، دوری از تعصب و تمسک به اخلاق را رعایت نکرده است، خصوصاً در کتاب «الشیعه و أهل البیت(ع)» که از روش تحقیق در مسائل اختلافی به کلی خارج شده و هیچ ارزشی برای کتاب باقی نگذاشته است؛ خصوصاً در موضوع فدک که در آن، صورت حقیقت را بسیار دور از واقع نشان داده است.
مدخل این کتاب با عنوان «أموال الدولة الإسلامیة» آغاز شده است. مؤلف در این مدخل ابتدا از اهمیت منابع مالی دولت اسلامی و اهتمام شارع مقدس به تعیین تکلیف این منابع به نفع جامعه اسلامی و صرف آن ها در جهت مصالح کلی نظام اسلامی سخن می گوید. از جمله منابع مزبور انفال، فیء، غنائم جنگی و صدقات پیامبر اکرم(ص) است که برای هرکدام، یک حکم خاص و واضحی در شرع اسلام وجود دارد.
فدک از نظر تمام صاحب نظران جهان اسلام از جمله اموالی است که تماماً مختص به رسول اکرم(ص) بود و در مالکیت آن هیچ شخص یا گروهی شراکت نداشتد و در اثبات آن هیچ اختلافی بین شیعه و سنی وجود ندارد. به اجماع علمای شیعه حضرت رسول اکرم(ص) فدک را به دختر گرامی اش حضرت فاطمه زهرا(س) هدیه کردند و بدین ترتیب از ملکیت حضرت خارج شده و داخل در ملک حضرت زهرا(س) گردید.
فصل اول کتاب با عنوان «إرث الأنبیاء فی النصوص الشیعیة و تاریخیة فدک» شامل دو مبحث: «السیر التاریخی لفدک» و «عدم وراثة الأنبیاء(ع) فی المرویات الشیعیة» می شود. نویسنده در مبحث اول این فصل به سیر اتفاقات و تبادلاتی در مورد فدک اشاره می کند؛ در مرحله اول ابوبکر فدک را از اهل بیت(ع) ظالمانه غصب کرد. در مرحله بعد عمر آن را به اهل بیت(ع) بازگرداند؛ البته از باب نظارت نه اینکه ارث ایشان باشد. سپس عثمان دگرباره آن را پس گرفت و به مروان سپرد و پس از آن یک به یک بین خلفای بنی امیه دست به دست شد.

پیشنهاد کاربران

فدک قریه ای است در منطقه حجاز که از آنجا تا مدینه نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر راه بود و مزارع و چشمه آبی در خود داشت. [۱] در نزدیکی فدک دژی به نام «شمروخ» وجود داشت که هم اکنون در آنجا روستای بزرگی به نام «حائط» با نخل های فراوان وجود دارد. [۲]
فدک‏ در نزدیکی خیبر قرار داشت و با توجه به موقعیت استراتژیک خود نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار می رفت. [۳] پس از آنکه سپاه اسلام، یهودیان را در «خیبر» و «وادی القری‏» و «تیما» شکست داد، برای پایان دادن به قدرت قوم یهود، سفیری به نام ‏«محیط‏» به نزد سران فدک فرستادند. سران فدک صلح و تسلیم را بر جنگ ترجیح دادند و تعهد کردند که هر سال نیمی از محصولات فدک را در اختیار پیامبر قرار داده و از این به بعد زیر سلطه اسلام زندگی کنند. [۴]
ویژگی و ارزش
فدک مملؤ از درختان نخل و چشمه های جوشان بود. زمین های حاصلخیزی داشت و از منابع مهم در آمد در منطقه حجاز محسوب می شد. [۵] ارزش درختان نخل این ناحیه در آن زمان با ارزش درختان نخل شهر کوفه در قرن هفتم برابر بود. [۶] همچنین زمانی که عمر تصمیم گرفت اهل یهود را از عربستان خارج کند، مبلغ ۵۰ هزار درهم را بابت ارزش نصف فدک به آنان پرداخت کرد. [۷]
بخشش فدک به فاطمه
مدارک اهل تسنن
ذیل آیه ۲۶ سوره اسراء
این کتب در شأن نزول این آیه به انتقال فدک از سوی پیامبر به فاطمه زهرا تصریح می کنند:
حاکم حسکانی در کتاب «شواهد التنزیل» ( ج۱، صص۴۳۸ و ۴۴۲ )
کاندهلوی در کتاب «حیاه الصحابه» ( ج۲، ص۵۱۹ )
رازی در کتاب «الجرح و التعدیل» ( ج۱، ص۲۵۷ )
قندوزی در کتاب ینابیع الموده ( صص ۱۱۹ و ۴۳۹ )
خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» ( ج۱، ص۷۰ )
سیوطی در تفسیر خود که از دو صحابی «ابو سعید خدری» و «عبدالله بن عباس» بخشش فدک را متذکر می شود. ( ج۲، ص۱۵۸ و ج۵، صص۲۷۳_۲۷۴ )
ابن ابی حاتم در تفسیرش که «ابن تیمیه» آن را خالی از هر حدیث جعلی می داند. [۸]
متقی هندی در کتاب «کنز العمال» ( ج۲، ص۱۵۸ و ج۳، ص۷۶۷ )
علی بن ابی طالب
علی به آن تصریح می کند. [۹]
یاقوت حموی
یاقوت حموی در «معجم البلدان» چون به کلمه «فدک» می رسد در توضیح آن به این بخشش اذعان می کند. [۱۰]
بلاذری و حکایت مأمون عباسی
بلاذری در کتاب خود، سندی از دوران خلافت مأمون عباسی دارد که به این امر تصریح کرده است. [۱۱]
خطبه فدکیه
در خطبه فدکیه، فاطمه خطاب به ابوبکر ضمن تصریح بر مالکیت خود بر فدک از وی حق خود را مطالبه می کند که متن این خطبه در منابع اهل سنت یافت می شود. [۱۲]
غصب فدک
چند روز پس از واقعه سقیفه ابوبکر اعلام کرد، فدک ملک شخصی نیست و نباید در نزد دختر پیامبر بماند. به همین جهت عاملان فاطمه زهرا را از فدک بیرون کرد. فاطمه زهرا ناچار نزد ابوبکر رفت و میان آنان گفتگویی رخ داد:
نوشتار اصلی: خطبه فدکیه
ابوبکر! وقتی تو بمیری ارث تو به چه کسی می رسد؟
زنان و فرزندانم.
چه شده است که حالا تو وارث پیغمبری نه ما؟
دختر پیغمبر! پدرت درهم و دیناری زر و سیم به جا نگذاشته.
اما سهم ما از خیبر و صدقه ما از فدک چه می شود؟
از پدرت شنیدم که‏ «من تا زنده هستم در این زمین تصرف خواهم کرد و چون مردم مال همه مسلمانان خواهد بود».
ولی پیغمبر در زندگانی خود این مزرعه را به من بخشیده است.
گواهی داری؟
آری. شوهرم علی و ام ایمن گواهی می دهند.
دختر پیغمبر! می دانی که ام ایمن زن است و گواهی او کامل نیست. باید زنی دیگر هم گواهی دهد. یا مردی را گواه بیاوری. [۱۳]
و بدین ترتیب فدک به تصرف ابوبکر در آمد. اگر چه فاطمه به روایت ابوبکر اذعان نکرد و همچنان بر گرفتن عطای خویش از پیامبر پای فشاری به خرج می داد.
حدیث ارث نبردن پیامبران [ویرایش]سنت، تنها ابوبکر ادعا می کند که این روایت را از پیامبر شنیده است. [۱۴] از این رو مورد مخالفت عده ای قرار می گیرد:
اهل بیت
برخلاف پافشاری ابوبکر بر شنیدن حدیث «از ما پیامبران ارث برده نمی شود» از پیامبر اهل بیت به مخالفت با آن پرداخته و وجود چنین حدیثی را زیر سؤال بردند. [۱۵] کار بدان جا می کشد که حتی عمر به این موضوع اذعان می کند که علی بن ابی طالب و عباس عموی پیامبر، ابوبکر را دروغگو می دانستند. [۱۶]
جمعی از همسران پیامبر
غیر از اهل بیت و عباس عموی پیامبر، تعدادی از همسران پیامبر نیز به ابوبکر، به خاطر نسبت دادن این حدیث اعتراض می کنند. [۱۷]
دانشمندان اهل سنت
مفسران اهل سنت از جمله فخر رازی، جارالله زمخشری، طبری و بیضاوی در تفسیر آیات مربوط به ارث پیامبرانی چون داود، زکریا، یحیی و سلیمان، ضمن تأکید بر مادی بودن این ارثیه ها، سخن ابوبکر را نقض کرده اند. [۱۸]
دیدگاه اهل سنت
اهل سنت اعتقاد دارند که بدخواهی از جانب ابوبکر نسبت به هیچ کسی، و به خصوص نسبت به فاطمه نمی توانست وجود داشته باشد؛ او آماده بود میراث فدک را به فاطمه تسلیم کند، مشروط بر این که شاهدی عینی صحت حدیثی را که این کار را مجاز می داشت گواهی کند. اهل سنت عقیده دارند که ستاندن میراث فدک، به معنی کاملاً ظاهری بوده است؛ یعنی ابوبکر امکاناً و در سطح مادی و به حکم وظیفه کاملاً ظاهری اش به عنوان پاسدار اصول شرعی یا پاسدار رعایت شرع، به صورت انتزاعی اش بپذیرد. قضیه ارثی که به فاطمه داده نشد، تعارض میان یک امر انتزاعی اصولی و یک مورد واقعی را که از مدار بیرون می افتد، نشان می دهد. [۱۹]
اهل سنت استدلال کرده اند[نیازمند منبع] که اگر فدک به میراث رسیده بود، همسران و دختران دیگر پیامبر اسلام نیز از آن سهمی داشته اند؛ در حالی که ابوبکر سهمی از آن برای ایشان و حتی برای دخترش عایشه قائل نشد. [نیازمند منبع] در روایتی از اهل تسنن آمده است که پیامبران ارث بر جای نمی گذارند، و آن چه از ایشان بماند صدقه است. [۲۰] تنها راوی این حدیث نیز شخص ابوبکر است. [۲۱] در اصول کافی باب ثواب دانشمند و . . .


کلمات دیگر: